![]() |
|
![]() |
|
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
|
A fight between “Teshtar” and “Apoush” in sky
Reza Moradi Ghiasabdi Traslated: Sam Sheikh-ol Eslami About 4000 years ago, Persian had too low rain and whether at that time so hot as a result some beliefs had grown up at ancient Persia (Iran). One of beliefs says “Teshtar” (Sirius) is responsible for raining and its opposite is “Apoush” (Cabalatrab/ Antares). In “Teshtar Yasht” (a part of Avesta) these two stars fight with each other (this is one of the oldest plays of mankind history). At this play some times Teshtar wins and sometimes Apoush. Here is a question what is the reason of growing such beliefs? For finding its answer we should be familiar with their annual rising and setting. Sirius is the shiniest star at whole sky and is located at Canis Major Zodiac. These days this star rise in the middle of Persia at summer (first of Mordad month/ latte of July). But four thousand years ago it's first rise was at first of summer (late of Jun) and the name of this month “Tir” was another form of “Teshtar” which is related to this event. At “Teshtar Yasht” (in Avesta) there is full description of this star: “we pray Teshtar which is shiny and great star. A star that has shiny and white rays. That gives silent and good houses. That pure shining which the origins of water. At the other side is “Apoush” (Calabalatrab /Antares) which is located at Scorpios zodiac and has red rays. This star was seen at hot summers in Persia. Mostly at first hours of night. Distance of these two was about three zodiac signs and 90 degrees. Trait's of these two stars shows us the origins of beliefs about their endless fight. Apoush was seen during summer nights so as a result ancient people taught whether warmness was related to this star to this star was warming the whether. Specilally that the zodiac that this star is in it is called Scorpios which is related to warm deserts. But as days pass and rainy day come Apoush goes higher and Sirius come closer till at last days of 4000 years ago summers, Apoush reaches to its highest point and never seen again after that Teshtar became master at all raining season. Their fight has been described at Teshtar Yasht. This event happens one more time at next spring. At last days of spring Teshtar goes away and Apoush became the master of hot seasons. Beating Apoush has described sadly at Avesta by these words: “At that time Apoush and Teshtar fight for three days. Apoush beats Teshtar and became the master and Teshtar says to Ahura Mazda (God) bad for me bad for rains and plants you will have terrible days”. Writer thinks that because rising of Teshtar (Sirius) and reaching to warm seasons where at the same time and also it's setting and raining were also at the same time in Iranian believes this star was responsible for raining and also Apoush (Cabalatrab) was exactly it's opposite so it was making hot whether. It seems the summer was also start of new year because after describing of Testar defeating Apoush we see this at Avesta: “After that Teshtar will be happy and says good o you waters and plants now rivers are full of water and go throw plants. After it's rising may be there is good or bad year will Iranian lands have a good year? . . .” (Avesta text is from book “Avesta-e kohan from this writer). And also with some other signs we assume that maybe there was an especial ceremony over high land and mountains and people were waiting for Sirius's first rising .this ceremony was related to Tirgan ceremony that happens at thirteen's of Tir (2th Apr.). but today has lost it's usability. At Avesta there is another star called “Satavis” and with it's description we assume that it was Alcor it's degree is the same as Sirius but in lower parts of latitude almost 33 degrees (at southern part of Iran) Satavis at Avesta is co operator of Sirius and it's job is sending water to other countries. “It send water to whole seven countries for using other peoples.” As we see in Persian (Iranian) prays they want happiness for all people not just themselves.
|
سیزدهم تیرماه: جشن تیرگان نبرد تِشتَر و اَپوش در آسمان ایران زمین رضا مرادی غیاث آبادی ایجاد شرایط آبوهوایی گرم و خشک و سالهای کمباران در فلات ایران به ویژه در حدود چهار هزار سال پیش موجب پیدایش برخی باورهای کیهانی در دوران باستان شده است. در نمونهای از این اعتقادها، ستاره «تِـشتَـر» (شباهنگ/ شِعرای یمانی) ستاره بارانآور دانسته شد و ستاره «اَپوش» (اَپَـئوشَـه/ قلبالعقرب) دیو خشکسالی و از بین برنده آبها و هماورد تشتر بشمار آمد. در «تشتر یشت» اوستا که به راستی یکی از کهنترین نمایشنامههای بشری است، به روشنی نبرد تشتر و اپوش گزارش شده است. در این نبردها، گاه پیروزی از آن تشتر و گاه از آن اپوش است. پرسش اینجا است که چه رویدادی در آسمان موجب پیدایش چنین باورهایی در میان مردمان شده است؟ برای پاسخ باید ابتدا اندکی با این دو ستاره و زمانهای طلوع و غروب سالانه آنها آشنا شویم. ستاره تشتر (شباهنگ) ستارهای سپیدفام و پرنورترین ستاره سراسر آسمان است و در صورت فلکی سگ بزرگ (کلب اکبر) قرار دارد. امروزه نخستین طلوع بامدادی این ستاره در عرضهای جغرافیایی میانه ایران زمین، در اوایل مردادماه اتفاق میافتد؛ اما در حدود چهار هزار سال پیش، نخستین طلوع بامدادی این ستاره در اوایل تیرماه یا آغاز تابستان بوده است و نام ماه تیر (گونه دیگری از تشتر) نیز از همین واقعه برگرفته شده است. (واژه «مرداد» به همینگونه درست است و نگارش آن به شکل «امرداد» لازم نیست. در شاهنامه فردوسی، نوشتارهای ابوریحان بیرونی و در سراسر متون ادبیات فارسی، این نام بگونه «مرداد» نوشته شده و تصور نمیکنم که ما بیش از فردوسی، بیرونی و دیگر تاریخنگاران بزرگ ایران، به زبان فارسی تسلط و از آن آگاهی داشته باشیم. دستکاریهای دلبخواهی در زبان فارسی، علاوه بر اینکه به سیر تاریخی تطور زبان و واژگان آسیب میرساند، این پرسش را نیز پیش میآورد که اگر لازم است واژگان به شکل دیرینه آن تلفظ شوند، پس از چه روی اصراری در نگارش نام زرتشت بگونه زرئوشتره، اردیبهشت بگونه ارتهوهیشت و بهمن بگونه وهمن، وجود ندارد؟ بجز این، در صورتی که اصرار برای نگارش کهن این نام وجود داشته باشد، چرا بجای تلفظ پهلوی آن، از واژه اوستایی و درستتر آن یعنی «امرتات» استفاده نمیشود؟) ویژگیهای تشتر به روشنی و زیبایی در تشتر یشت اوستا سروده شده است: «میستاییم ستاره شکوهمند و درخشان تشتر را، آن افشاننده پرتوهای سپید و درخشان را، آن درمانگر بلندبالای تیز پرواز را، آن بخشنده خانه آرام و خانه خوش را، آن درخشنده که افشاننده فروغ بیآلایش است، آن در بردارنده تخمه آبها را.» از سوی دیگر ستاره اپوش (قلبالعقرب) ستارهای پرنور و سرخفام و در صورت فلکی کژدم (عقرب) قرار دارد. این ستاره در سراسر تابستانهای گرم و خشک ایران زمین در ساعتهای آغازین و میانه شب دیده میشود. فاصله آسمانی این دو ستاره از یکدیگر به اندازه سه برج فلکی و حدود 90 درجه است. ویژگیهای این دو ستاره ما را به خاستگاه باورهای مربوط به نبرد تشتر و اپوش راهنمایی میکند. در تابستان ستاره اپوش حاکم بلامنازع آسمان شبانه است و مردمان باستان حضور او در آسمان تابستانی را با نبود باران در پیوند میدانستند. به ویژه که حتی جانور صورت فلکی منسوب به آن (کژدم/ عقرب) نیز با مناطق بیابانی و خشک ارتباط دارد. اما با گذشت هر روز از روزهای تابستانی و نزدیک شدن به فصل باران، ستاره تشتر اندکی بالاتر و ستاره اپوش اندکی پایینتر میرود تا اینکه در آخرین روزهای تابستان چهار هزار سال پیش، اپوش به آخرین مرحله آسمان سرشبی میرسد و پس از آن دیگر دیده نمیشود و تشتر حاکم آسمان در فصل بارندگی میشود. نبرد کیهانی این دو در تشتر یشت اوستا به تصویر در آمده است: «آنگاه تشتر درخشان و شکوهمند با پیکری به مانند اسبی سپید و زیبا با گوشهای زرین و لگام زرنشان به دریای فراخکرت فرو میآید و به رویارویی او دیو اپوش با پیکری به مانند اسبی سیاه به در میآید. یک گر سهمگین! آنگاه تشر درخشان و شکوهمند و دیو اپوش هر دو به هم در میافتند و هر دو با یکدیگر نبرد میکنند. سرانجام تشتر درخشان و شکوهمند بر دیو اپوش چیره میشود و او را شکست میدهد.» این واقعه یکبار دیگر در بهار سال بعد و نزدیک شدن به تابستان رخ میدهد که در آنجا تشتر در افق غربی ناپدید و اپوش یکهتاز آسمان در فصل خشکی میشود. غلبه اپوش با عباراتی غمانگیز در اوستا همراه میشود: «آنگاه تشتر درخشان و شکوهمند و دیو اپوش سه شبانروز با یکدیگر نبرد میکنند. سرانجام دیو اپوش بر تشتر درخشان چیره میشود و او را شکست میدهد. پس آنگاه تشتر ناله و اندوه در خواهد داد که: وای بر من ای اهورامزدا، بدا به روزگار شما ای آبها و ای گیاهان.» به گمان نگارنده، به دلیل اینکه بالا آمدن تشتر با افزایش بارندگی و پایینرفتن آن با کاهش بارندگی توأم بوده، در باورهای ایرانی ستاره بارانآور دانسته شده و هماورد او به نام اپوش به دلیل اینکه بالا آمدن آن با کاهش بارندگی و پایین رفتن آن با افزایش بارندگی توأم بوده، دیو خشکسالی شناخته شده است. به نظر میآید که آغاز تابستان، هنگام فرارسیدن سال نو نیز به شمار میآمده است. چرا که پس از شرح غلبه تشتر بر اپوش در اوستا آمده است: «پس آنگاه تشتر درخشان خروش شادکامی سرخواهد داد که خوشا به شما ای سرزمینها، ای آبها و ای گیاهان! اینک آبها روانند در جویباران شما، روانند به سوی کشتزاران شما، روانند به سوی همه جهان . . . فرمانروایان خردمند و جانوران آزادی که در کوهساران به سر میبرند، چشم به راه بردمیدن او هستند. او که پس از بردمیدنش، سالی خوش یا سالی بد برای کشور میآورد . . . آیا سرزمینهای ایرانی از سالی خوش بهرهمند خواهند شد؟» (متن اوستا برگرفته از کتاب اوستای کهن و نجومشناسی بخشهای کهن آن، از همین نگارنده، 1382.) علاوه بر این، اشارههای یاد شده بالا و شواهدی دیگر نشاندهنده این است که گویا آیینی برای انتظار و تماشای نخستین طلوع بامدادی تشتر بر فراز کوهستانها در دوران باستان وجود داشته و انجام میشده است. آیینی که با جشن تیرگان بعدی در سیزدهمین روز از تیرماه در پیوند بوده و امروزه کارکردهای اصلی خود را از دست داده است. در اوستا، ستارهای دیگر به نام «سَـتَـویس» از یاوران تشتر دانسته شده است که با توجه به ویژگیهای برشمرده برای آن، به نظر میرسد با ستاره سهیل اینهمانی داشته باشد. زاویه ساعتی سهیل تقریبا برابر با زاویه ساعتی تشتر، اما در عرضهای پایینتر از حدود 33 درجه (در نیمه جنوبی ایران) دیده میشود. ستاره ستویس در اوستا یاور تشتر و وظیفه رساندن آب به همه کشورها را بر عهده دارد: «او این آب را به همه هفت کشور میرساند، تا همه از سالی خوب بهرهمند شوند.» چنان که دیده میشود، ایرانیان در آرزوهای خود، شادکامی و خوشبختی را برای همه مردم جهان میخواستهاند. ـــــــــــــــــــــــــــــــــ همچنین بنگرید به:
|
|
|
Persian Studies / Reza Moradi
Ghiasabadi ::
The Studies of
Persian (Iranian) Culture & Arcaeoastronomy
بازنشر
هر یک از نوشتارها منحصراً در محیط وب، بصورت متن کامل و بدون تغییر، همراه
با ذکر مأخذ آزاد است.
©
All Rights
Reserved همه حقوق محفوظ
|