پاسارگاد، سد سیوند، دستاوردها و کوتاهیها
سد سیوند، نگاهی گذرا به کوشش و حساسیتهای
میهنگرایانه
پاسداشت یادمانهای باستانی
فواید افزایش رطوبت بر آرامگاه کورش و دیگر بناهای
سنگی باستانی
سفری کوتاه به پاسارگاد
سهشنبه،
3 بهمنماه 1385
توقف کاوشهای تنگه بلاغی
با کدام گزارش و با کدام روادید؟
رضا مرادی
غیاث آبادی
این نوشتار پیش از این در
خبرگزاری میراث
فرهنگی
منتشر شده است.
همچنین بنگرید به مصاحبه با
رادیو زمانه
روز گذشته آقای دکتر فاضلی، رئیس
پژوهشکده باستانشناسی در مصاحبهای با عنوان
«کاوش
محوطههای در خطر تنگ بلاغی متوقف شد»،
خبر از پایان کاوش و «سرمایهگذاری» در تنگه بلاغی داد. ایشان
همچنین به درستی به نکتهای اشاره کردهاند که تصمیمگیری در باره
آبگیری سد سیوند ارتباطی با پژوهشکده باستانشناسی ندارد. ارتباط
دادن آبگیری سد سیوند با باستانشناسان، نکتهای انحرافی برای
سپردن بار مسئولیت بر گردن دیگران بود که نادرستی آن برای اهل فن
از آغاز روشن و آشکار بود.
از آنجا که نتیجه اجرایی سخنان رئیس پژوهشکده باستانشناسی (یعنی
توقف کاوش و آبگیری سد) میتواند تأثیر فراوانی بر یکی از مهمترین
منابع آگاهیهای تاریخی ما داشته باشد؛ بدیهی است که میباید این
سخنان با پرسشها و روشنگریهایی در باره نکتههای مبهم و
مسکوتمانده آن روبرو شود.
1- ایشان در حالی خبر از پایان کاوشهای تنگه بلاغی و نیز پایان
مطالعات باستانشناسی دادهاند که مشخص نکردهاند این مطالعات توسط
چه کسانی و بطور مشخص بر روی چه موضوعهایی انجام شده و گزارش آن
در کجا منتشر شده و یا به نظر چه کسانی رسیده است. میدانیم که
مطالعات باستانشناختی، معمولاً پس از عملیات کاوش و گردآوری و
تفکیک و طبقهبندی آثار و منابع آغاز میشود، و نیز میدانیم که
ممکن است در یک عملیات اضطراری یا نجاتبخشی از نوع تنگه بلاغی،
این مطالعات به دلیل کمبود فرصت، همزمان با آغاز کاوش و حفر ترانشه
و حتی از هنگام شروع بررسیهای میدانی آغاز شود؛ چنانچه در تنگه
بلاغی نیز چنین مطالعاتی همزمان با عملیات کاوش انجام شده است،
شایسته است به دلیل اهمیت و حساسیت موضوع، اعلام شود که چه کسانی و
با چه طرحهای مطالعاتی این کار را انجام داده و به چه نتایجی دست
یافتهاند. گزارش این مطالعات در کجا منتشر شده و اگر منتشر نشده
(که میدانیم نشده) چگونه پژوهشگران مستقل میتوانند از آن آگاهی
یابند؟
2- رئیس پژوهشکده باستانشناسی توضیح ندادهاند که آیا این تصمیم
شخصی ایشان بوده است و یا تصمیم اعضای علمی پژوهشکده؟ بدیهی است
برای یک ناظر مستقل چنین پرسشی پیش خواهد آمد که با توجه به اینکه
تقریباً همگی باستانشناسان و دیگر متخصصان شرکتکننده در حفریات
اضطراری تنگه بلاغی، معترف به بیهمتایی و اهمیت بسیاری از آثار و
اطلاعات بدستآمده بوده و مایل به ادامه کاوشها هستند؛ چنین
تصمیمی توسط چه کسانی اتخاذ شده است.
3- از آنجا که در سخنان ایشان، گاه از واژه «توقف» و گاه از واژه
«پایان» استفاده شده است، خواننده مصاحبه میل دارد بداند که
کدامیک از این دو واژه منظور اصلی ایشان بوده است. چرا که ایشان
خود بدرستی مطلع هستند که هر یک از این دو واژه، معنای اصطلاحی
خاصی در عملیات کاوش دارند. همچنین خواننده منظور ایشان از عبارت
مبهم «سرمایهگذاری» را هم درک نمیکند.
4- بدیهی است که میبایست در صورت الزام به «توقف» حفاری، دلایل و
بازدارندههای این توقف روشن میشد و در صورت «پایان» حفاری، علاوه
بر نظرخواهی از باستانشناسان و بویژه باستانشناسان مستقل، دستکم
به پرسشهای زیر پاسخ داده میشد:
آیا فهرست و گزارشی تفصیلی از آثار و محوطههای در معرض خطر، حداقل
و حداکثر میزان و درصد آسیب رسانی به تک تک آثار باستانی منطقه،
تهیه و منتشر شده است؟ آیا نقشهای که نشان دهد در ازای هر واحد از
ارتفاع آب دریاچه پشت سد، مساحت و طول آن دچار چه تغییراتی میگردد
و در هر ارتفاع مشخص، کدامیک از آثار را غرق خواهد ساخت؛ تهیه و
منتشر شده است؟ آیا راه های علمی و عملی حفاظت از آثار غیرمنقول با
توجه به تجارب کشورهای دیگر (همچون چین، هند و مصر) به گونهای
گسترده و با فراخوان همگانی انجام شده است؟ و اگر شده است،
شیوههای اجرا و زمان اجرای آن چگونه و کی خواهد بود. آیا تصویرهای
مستند اشیای مکشوفه و گزارش علمی کاوشهای هیئتهای گوناگون و
دستاوردهای آنان (بجز اخبار ناقص و عجولانه برخی مطبوعات و
خبرگزاریها و وبسایتها) و حتی حریم منطقه در دست بررسی، منتشر
شده است؟
آقای دکتر فاضلی و آقای دکتر عباس علیزاده در سخنان
خود به درستی به این نکته مهم اشاره کردهاند که در آینده نه چندان
دور، دسترسی به منابع آب شیرین از مهمترین نیازهای جوامع بشری
خواهد بود. بیگمان فراهم آوردن فرصت کافی برای ادامه کاوشهای
تنگه بلاغی، مغایرتی با این نیاز نخواهد داشت. درست است که
نمیتوان گذشته را فدای آینده کرد و درست است که برخی از مخالفان
آبگیری سد سیوند با جنجالهای رایج توأم با شعارزدگی و اظهارنظرهای
احساسی و غیرمنطقی و بدون ارائه راهحلی عملی، موجب دلسردی و سکوت
بسیاری از اهل فن و در عین حال موجب تحریک عدهای شدهاند که آگاهی
درست و کاملی از مشکلات پیش رو و راهحلهای آن ندارند و حتی جستجو
برای یافتن راههای مناسب حفاظت از آثار را نیز با دشواریهایی
مواجهه کردهاند؛ اما میتوان با بررسیهای کافی و دعوت از
دیدگاههای صاحبنظران تا جای ممکن و بدون آسیب به نیازهای حال و
آینده مردمان این سرزمین، گذشته را نیز پاس داشت. آیا ما چنین
بررسیهایی را انجام دادهایم و پای سخن دلسوزان میهن نشستهایم؟