آدینه،
14 اردیبهشتماه 1386
فواید افزایش رطوبت
بر آرامگاه کورش و دیگر بناهای سنگی باستانی
رضا مرادی
غیاث آبادی
در سالهای اخیر، یکی از دلایلی که بارها برای مخالفت با
آبگیری سد سیوند بیان شده و از سوی موافقان نیز نادیده
انگاشته نشده؛ عبارت بوده است از افزایش رطوبت ناشی از
دریاچه سد و تأثیر مخرب آن بر آرامگاه کورش و دیگر بناهای
سنگی پاسارگاد. (البته بدون هیچگونه اشاره به جزئیات و
چگونگی این تأثیر مخرب).
با اینکه این نگارنده افزایش رطوبت در منطقه را دارای چنین تأثیری
بر آثار سنگی نمیداند و این نکته را بارها گفته و نوشته است؛ اما
انتظار میرفت در این مدت طولانی، کسانی که آگاهی و تخصص کافی در
این زمینه داشتند، نظر خود را بیان کنند تا تنها به کلیگوییها بسنده
نشده باشد.
اما از آنجا که تاکنون چنین اظهارنظری دیده نشده و هیچیک از
کسانی که از تأثیر مخرب رطوبت بر سازههای سنگی سخن راندهاند،
چگونگی فرایند و فعل و انفعالات فیزیکی یا شیمیایی چنین تخریبی را
بازگو نکردهاند، کوشش میشود تا بر مبنای اطلاعات عمومی و
غیرتخصصی خود در زمینه عوامل تخریب سنگ و سازههای سنگی، مطلب
کوتاهی ارائه شود و امیدوارم باشیم تا ایرادها و کمبودهای آن با
نظر اهل فن، اصلاح و برطرف شود.
* *
*
از آنجا که سنگهای کلیست که گونهای از سنگهای آهکی هستند، دارای
درجه سختی 3 بوده و در نتیجه جزو سنگهای نرم دانسته شده و قابلیت
پرداخت و صیقلکاری مطلوبی نیز دارند؛ تقریباً تمامی بناها،
سنگنگارهها و سنگنبشتههای باستانی و دیگر آثار هنری با
بهرهگیری از همین سنگ ساخته شدهاند. آثار باستانی تخت جمشید،
پاسارگاد، شوش، بیستون و دیگر یادمانهای سنگی هخامنشی نیز با همین
گونه از سنگهای آهکی ساخته شدهاند.
مهمترین عوامل تخریب و فرسایش سنگ و سازههای سنگی با تأکید بر
سنگهای آهکی عبارتند از:
دامنه
تغییرات دمای محیط
بر اثر دامنه زیاد تغییرات دمای روز و شب، به ویژه در نواحی
خشک و بیابانی که اختلاف دما معمولاً به 30 درجه سانتیگراد، و بر
اثر دامنه تغییرات دمای سالیانه به 60 درجه میرسد؛ سطح بیرونی اثر
سنگی، نسبت به بخشهای درونی آن دچار انبساط و انقباض بیشتری
میشود که ترکخوردگی و سرعت بیشتر در متلاشیشدن سنگ را به همراه
دارد.
چنانچه اثر سنگی دارای بلورهای ناهمگرا باشد، موجب میشود تا ضریب
انبساط خطیِ طولی و عرضی آن متفاوت باشد و روند تخریب را سرعت
بخشد. ضریب انبساط خطی سنگ آهک بین 25 تا 55 در میلیون است
(دکتر عبدالکریم قریب، شناخت سنگها، 1372، ص 295).
هر اندازه که از رطوبت هوا کاسته شود، موجب فعالشدن بیشتر شرایط
آبوهوایی خشک و بیابانی، افزایش دامنه تغییرات دمای روزانه و
سالانه، و در نتیجه تخریب بیشتر سازه سنگی خواهد شد. عکس این روند
نیز صادق است و افزایش رطوبت در منطقه، موجب کاهش دامنه تغییرات
دما و پایداری بیشتر سازههای سنگی خواهد شد.
از سوی دیگر، افزایش رطوبت هوا موجب گسترش پوشش گیاهی در منطقه
خواهد شد که از شدت تغییرات دمایی خواهد کاست.
بارش
بارانهای رگباری و برف
بارش بارانهای رگباری و برف میتواند دمای سطح سنگ را به ناگهان
پایین آورده و موجب انقباض سریع و ترکخوردگی آن شود. نفوذ آب به
درون ترکهای پیشین، حفرهای را تشکیل میدهد که به مرور و با
فرسایش بیشتر، به راهآبهای بزرگ تبدیل میشود. نمونههایی کوچک از
این رخداد در بنای آرامگاه کورش، و نمونهای بزرگتر در سنگنگاره
داریوش بزرگ در بیستون دیده شده است.
در فصل زمستان چنین واقعهای اثر تخریبی شدیدتری به همراه دارد. آب
بازمانده از بارش برف یا باران، بر بام یا بدنه و یا پایههای بنا
برجای میماند و چندین روز و شب متوالی به تناوب ذوب میشود و
دگرباره یخ میبندد. از آنجا که حجم آب در هنگام یخبستن حدود 10
درصد افزایش مییابد و فشاری بالغ بر 300 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع
بر شکافهای پیرامون خود وارد میسازد، یکی از شدیدترین اثرات مخرب
را برجای میگذارد. چاره پیشگیری از چنین پیشامدی، ایجاد موانعی به
شکل سقف یا سطح شیبدار (با توجه به شکل بنا) است که به ویژه در
آثار باستانیای که از اهمیت بیشتری برخوردار هستند، ضروری است.
هر
چند که مجاورت سنگ آهکی با آب تأثیر مخرب شدیدی در کوتاه مدت به
همراه ندارد، اما حرکت اب روانی که در تماس با سنگ است، میتواند
بسرعت موجب فرسایش آن شود. نمونهای که پیش از این در راهآبه مجاور
سنگنگارههای ساسانی بیشاپور دیده شده است.
تبلور نمک
در درز سنگها
یکی دیگر از عوامل تخریب سازههای سنگی، عبارت است از تبلور
نمکهایی که در مناطق خشک با تابش آفتاب از درز سنگها به سطح
بیرونی آن راه مییابند و با تولید فشار ناشی از تبلور، موجب
خردشدن سنگها میشوند. افزایش رطوبت منطقه میتواند نقش بسزایی در
کاهش تبلور نمکها و پایداری بیشتر سازه سنگی به همراه داشته باشد.
رشد گیاهان
بر بدنه سنگها
رویش گیاهان و فرو رفتن ریشههای آن در درز سنگها، میتواند فشار
فراوانی بر جوانب ترکخوردگیها وارد سازد. این فشارها، حتی پس از
خشکیدن گیاه نیز برجا میماند و ریشه خشکیده آن با جذب آب ناشی از
باران و تورم خود، تخریب سنگ را سرعت میبخشد. ریشه گیاهان، علاوه
بر تأثیر مکانیکی، بر اثر ترشح اسیدهایی که از انتهای ریشه آن خارج
میشود؛ موجب تجزیه شیمیایی سنگها میشود. البته از آنجا که
گلسنگها بدون ریشه هستند، چنین تأثیر فیزیکی مخربی به همراه ندارند، اما
برخی از گونههای آن میتواند در دراز مدت تأثیر شیمیایی نامطلوبی برجای
بگذارد که هنوز در این زمینه پژوهشهای کافی انجام نشده و گونهها
و تاثیرات مفید و مضر گلسنگهای اقلیمی ایران (که صدها نوع گوناگون
هستند) ناشناخته ماندهاند.
برای
نمونهای از عامل تخریب گیاهی، میتوان از رویش درخت انجیری بر بام آرامگاه
کورش یاد کرد که دستکم به مدت دویست سال ریشههای خود را در بنا
فرو برده برد و در دهه 1330 خورشیدی به کوشش روانشاد استاد علی
سامی زدوده شد.
بارانهای
اسیدی ناشی از سوختهای فسیلی
سنگهای آهکی در برابر دود ناشی از احتراق سوختهای فسیلی
کارخانجات و خودروها بشدت عاجز هستند. منوکسید کربن پراکنده در جو
میتواند پس از آمیختن با باران و تشکیل باران اسیدی، سبب فرسودگی
سطح بیرونی سنگها شود. در اینجا چنانچه سطح سنگ به دلیل وجود
نگاره یا کتیبه اهمیت فراوانی داشته باشد، چنین رویدادی میتواند
به سرعت موجب تخریب اثر شود. واقعهای که در بیستون به سبب وجود
کارخانه قند و مجاورت با جاده اصلی کرمانشاه اتفاق افتاد و موجب تخریب وسیع
کتیبه بیستون و ناخوانا شدن بسیاری از بخشهای آن شد. این واقعه
ممکن است بر اثر گازهای گوگرد و اسید سولفوریک منصاعدشده از
کارخانه پتروشیمی مرودشت برای تخت جمشید و نقش رستم تکرار شود.
* *
*
با توجه به نکات بالا به نظر میآید آنچه که برای حفاظت از بناها و
آثار غیرمنقول سنگی ضروریتر است، جلوگیری از ریزش باران و نفوذ آب
به درون سازه، و همچنین ممانعت از ایجاد و نزدیک شدن دود سوختهای
فسیلی به سازه است.
از آنجا که سنگهای آهکی یا کربنات کلسیم در آب نامحلول هستند
(جین ماری تیتونیکو، راهنمای آزمایشگاهی برای حفاظتگران بنا،
ترجمه منیژه هادیان دهکردی، 1385، ص 139)
و اصولاً خود در زیر دریا بوجود آمدهاند، رطوبت هوا نه تنها اثری
مخرب بر سازه سنگی ندارد، بلکه موجب معتدل شدن دما و کاسته شدن از
دامنه تغییرات آن، رشد گیاهان در منطقه، جلوگیری از تبلور نمک و در
نتیجه پایداری بیشتر بنا میشود.
بدیهی است که در این گفتار، تخریبها و فرسایشهای میانمدت در نظر
بوده است و نه فرسایشهای بلندمدت چند صد هزار ساله که خارج از
موضوع این گفتار است. همچنین فواید افزایش رطوبت در قیاس با شرایط
آبوهوایی خشک در نظر بوده است و نه تأثیرات ناشی از آبگیری کردن
یا نکردن سد سیوند. چرا که میزان رطوبت ناشی از دریاچه سد سیوند
کمتر از آنست که تأثیری اقلیمی بر جای نهد.
پاسارگاد، سد سیوند، دستاوردها و کوتاهیها
سد سیوند، نگاهی گذرا به کوشش و حساسیتهای
میهنگرایانه
سفری کوتاه به پاسارگاد