|
نبشته های کهن
|
باستان شناسی
|
جشن و آیین ها
|
گاهشماری
|
اخترباستان شناسی
 
|
روزنوشت ها
|
برگ نخست
 
 
 

سه شنبه، 26 اردیبهشت 1385

خاستگاه ايرانی پالاواییان و تامیلیان

رضا مرادی غیاث آبادی

چندی پیش نامه‌ای از آقای آمالا سینگ، یکی از «پالاواییان» جنوب شبه قاره به دستم رسید. ایشان در نامه خود گفته‌اند ما انجمنی هستیم که در زمینه مهاجرت احتمالی پالاواییان یا «تامیلیان» از ایران باستان به هندوستان، و همچنین خاستگاه ایرانیِ پالاوایی‌ها تحقیق می‌کنیم. آنان بر این باورند که تاریخ گمشده و ریشه زبان تامیلی در سرزمین ایران نهفته است و حتی یکی از اعضای آنان به نام آقای دکتر لگاناتان، مدعی است که پیوندهایی را مابین زبان تامیلی و زبان‌های ایرانی، سومری و عیلامی یافته است و حتی چنین می‌اندیشد که نام کشور سریلانکا بازمانده‌ای از نام عیلام است.  اعضای این انجمن ابراز علاقه کرده بودند که من با توجه به نکاتی که در کتاب خود به نام «ایران، سرزمین همیشگی آریاییان» در رد نظریه مهاجرت آریاییان از سرزمین‌های شمالی، آورده‌ام؛ در این زمینه سخنانی برای آنان بازگو کنم. (گزیده‌ای از کتاب یادشده بالا به فارسی و انگلیسی در همان صفحه آمده و در گروه  تاریخ تامیل  نیز به نظرخواهی گذاشته شده است).

آقای سینگ همچنین گفته‌اند که هدفشان شکستن افسانه هجوم آریاییان به هند و تقسیم مردمان آن سرزمین به دو تبار آریایی و پیش‌آریایی است. ایشان در پایان نامه خود گفته‌اند که مطالعات آنان علاوه بر دستیابی به واقعیت، منجر به همبستگی و آشتی میان مردمان گوناگون خواهد شد.

از سوی دیگر، آقای بالا پیلایی عضو دیگر این انجمن، خلاصه مقاله‌ای در این زمینه را فرستاده است که ترجمان فارسی آنرا برای آگاهی خوانندگان در ادامه می‌آورم.

با بهترین آرزوها برای آمالا سینگ و بالا پیلایی و گروه پژوهشی آنان، امیدوارم فرایند رو به گسترش پژوهش در زمینه خاستگاه ایرانیان و ایرانی‌تباران و رد نظریه اثبات نشده مهاجرت آریاییان از سرزمین‌های شمالی، به نتایج بهتر و فراگیرتری دست یابد.

ù

شواهد تاريخي، انسان‌شناختي و زبان‌شناختي جدید، بيانگر اين است كه سلسلة «پالاوا» Pallava از تبار پارتيان بوده‌اند و نام پالاوا نيز صورتي ديگر از واژة شناخته شدة سانسكريت «پَـهلَـوَه» Pahlava ميباشد. دكتر كارنگي، پهلوه‌ها را كه در زبان فارسي «پهلويان» خوانده مي‌شوند، مردمي مي‌داند كه به زبان پهلوي سخن مي‌گفته‌اند. پهلوی از جمله زبان‌هايي است كه در ايران بدان تكلم مي‌شده است. دكتر بولر نيز مي‌گويد كه پـهلوه، که ایرانیان آنرا «پَـهلَـو» می‌خوانند، صورت تغييريافتة «پَـرثَـوَه» است. بايد به اين نكته توجه نمود كه در نسخه هاي متفاوت «پورانا»ها Purana (یکی از متن‌های مذهبی آیین هندو، م.) برای نامیدن گروهی یکسان، در جایی از واژة پَـهلَـوَه، و در جای دیگر از پالاوا استفاده شده است. پالاواها آن دسته از پهلوها يا پهلويان بوده‌اند كه هم پيمان با «سکا»ها و «كَـمـبوجَـه»ها Kamboja (در پاکستان امروزی. با کشور کامبوج که ممکن است با هم همریشه باشند، اشتباه نشود. غیاث آبادی) به تدريج در طي سدههاي دوم و يكم پيش از ميلاد به درون شبه قاره نفوذ كردند و در سده های نخستین میلادی در جنوب و جنوب غربي هند مسكن گزيدند. در «مَـرْكِـنـديا پورانا» Markendeya Purana كه يكي از پوراناها مي‌باشد و نيز در «بْـرهَت سَـمهيتا» Brhat Samhita  (کتابی از هندوان از سده ششم میلادی، م.) آشكارا شواهدي است مبني بر اينكه سكونتگاههاي پهلوها و كَمبوجَه‌ها در جنوب غرب هندوستان امروزي بوده است .

و. د. مَـهاجان، در كتاب «هند باستان» (صفحة 630) نقل كرده است كه پادشاه «قَـنّـوج» Kanauj/ Kannauj بنام «يَـسووَرمَـن» Yasovarman (سلطنت در سده هشتم ميلادي) با شاه «ماگَـدهَـه/ مَگَذَه» Magadha (یکی از چهار پادشاهی بزرگ هند در زمان بودا، م.) نبرد كرد. شاه «وَنگَـه» Vanga (بنگال) را بكشت و به سواحل شرقي دست يافت. شاه «دكَـن» Deccan را شكست داد و از كوهستان «مَـلَـيَـه» Malaya گذشت. كوهستاني كه به احتمال بر ساحل شرقي رودخانة «مَـلَـبار» Malabar و در جنوب «ميسور» Mysore است. آنگاه به درياي جنوبي رسيد و با «پارَسيكَه/ پَـرَسيكَه»ها Parasika نبرد كرد. آنگاه از ساكنان كوهستان «غات»هاي غربي باج ستاند و سپس به سوي شمال راه سپرد تا به كرانه‌هاي رودخانة «ناربادا» Narbada رسيد.

بر مبناي شاهدي كه آمد، يك بخش از پهلوها (يعني پارَسيكَه‌ها) نيز پيشتر و در حدود ربع نخست سده هشتم در نواحي جنوبي هند ساكن بودهاند. پس چنين به نظر مي‌آيد كه پالاواهاي شهر «كانچي» Kanchi در واقع شاخهاي از پهلويان ايراني بوده‌اند؛ كساني كه در گذر زمان به كيش هندو در آمدند و پيرو آئين برهمني شدند .

دانشمند فرانسوي ژرژ كوئیده، همچون خيلي‌هاي ديگر، پالاواها را با ايرانيانِ پهلوي يكي مي‌پندارد و همچنين نسبت نزديكي ميان پالاواهاي كانچي و فرمانروايان كمبوجه در كشور كامبوج قائل است. اين نكته حاكي از آن است كه برخي خاندان‌هاي متهور و ماجراجو از ميان کمبوجه‌هاي هندي (كه متحدان پهلوها بودند)، از راه دريا به هندوچين رفته، پادشاهي کمبوجه را در شمال «فونان» Funan و در حدود سده‌هاي پنجم و ششم ميلادي پي ريخته بودند.

همچنین منابع زبان باستاني «سينهالا» Sinhala (یکی از زبان‌های آریایی که در سریلانکا متداول است، م.) شواهدي از مراكز سكونت کمبوجه‌ها با قدمتي تا اوايل سده سوم پيش از ميلاد، به دست می‌دهند. در اين منابع گفته مي‌شود كه در ميان 96 خاندان «مَـراثاس» Marathas كه در ناحية «مَـهاراشترا» Maharashtra مي‌زيسته‌اند، خانداني به نام «پَـلَـو» Palav نيز وجود داشته است. در اين روايت نكتهاي نهفته است و ما را بدانجا رهنمون مي‌شود كه شايد بخشي از پهلوها (يا همان پارسيكه‌ها) در حوالي سده هاي پنجم و ششم میلادی و يا حتي زودتر از آن وارد جمعيت انبوه مهاراشترا شده و با آنها درآميخته بودند. شواهد مكتوب و مستند بيانگر آن است كه پارسيكه‌ها و كمبوجه‌ها در طي سده های پسین ميلادي، سرگرم تصرف نواحي هم‌مرز و مجاور «مهاراشترا» بوده‌اند.

از دوست گرامی، آقای فرزین آقازاده برای ترجمان این گفتار سپاسگزارم.

در اینجا نشانی آقایان آمالا سینگ و بالا پیلایی، و همچنین گروه پژوهشی آنان در زمینه پالاوا و زبان تامیلی، برای علاقه‌مندانی که مایل به پیگیری موضوع هستند؛ آورده می‌شود:

http://www.tamil.net/

http://groups.google.com/group/Tamildom

 amalasingh@gmail.com

bala@apic.net

.

 
Persian Studies / Reza Moradi Ghiasabadi  ::  The Studies of Persian (Iranian) Culture & Arcaeoastronomy
بازنشر هر یک از نوشتارها منحصراً در محیط وب، بصورت متن کامل و بدون تغییر، همراه با ذکر مأخذ آزاد است.
© 2006-2008, All Rights Reserved   همه حقوق محفوظ