دوشنبه،
26 تیر 1385
رصدخانه
نیمروز
رضا مرادی غیاث
آبادی
سرزمين سيستان
يا زابلستان كه خط «نيمروزان» (نصفالنهار مبدأ باستانی) نيز از آن
ميگذرد، از مينويترين و ورجاوندترين جايگاهها در فرهنگ ايران
دانسته میشده و با گاهشماری ایرانی پیوندی ژرف و طولانی دارد.
تقويم
آفتابي يا رصدخانه نيمروز كه به نام «بناي شماره 3 دهانه غلامان»(QN3)
شناخته
ميشود، بنايي چهارگوش است كه طول هر ضلع آن به 54 متر ميرسد. اين
بنا به تمامي از خشت و گل ساخته شده است. در چهار سوي حياط مركزي،
ايوانها و ستونهايي پلهمانند قرار دارد كه در رصد سايهها به
ترتيب خاصي کاربری دارند.
رصدخانه نيمروز
يا بنای دهانه غلامان در كنار شاخابهاي از رود هيرمند در جنوب
روستاي قلعهنو از بخش زِهك شهرستان زابل و در نزديكي درياچه
مصنوعي «چاه نيمه شماره 3» قرار دارد و تا زابل قريب 45 كيلومتر و
تا مرز افغانستان حدود 10 كيلومتر فاصله دارد.
ساختمان دهانه
غلامان در سالهاي دهه 1340 خورشيدي به دست گروهي از باستانشناسان
ايتاليايي حفاري و مرمت شد. اما از آنجا كه آنان پي به كاربرد
واقعي بنا نبرده بودند و از اين بنا تنها با نام «سـاختمـان مقـدس»
نـام ميبردند، عليرغـم كوشش بسيار، در مرمت و بازسازي
آفتابسنجها دقت كافي بكار برده نشد و در نتيجه امروزه از دقت
آفتابسنجها تا اندازهاي كاسته شده است.
تعيين ديرينگي
رصدخانه نيمروز هنوز به قطعیت دست نيافته است. به نظر میرسد قدمت
بنا به حدود دو هزار و پانصد تا سه هزار سال پيش باز گردد.
از آنجا كه
ابوريحان بيروني در «تحديد نهاياتالاماكن» قديميترين رصد را از
آن صاحبان «زيج سندهند» ميداند و نيز بسياري از جغرافينويسان
قديم ايران از جمله ابن خردادبه در«مسالك و ممالك» از رود هيرمند
به نام رود «هندمند» نام ميبرند، بعيد نميدانم كه «سندهند» و
«هندمند» که در تاریخ نجوم اهمیت فراوانی دارد، بر يك جايگاه اطلاق
شده باشد و منظور ابوريحان از زيج سندهند، زيج اخترشناسان سیستان
یا نيمروز بوده باشد.
در اين باره
چند دليل ديگر ميتوان پيدا كرد: ابوالفدا در «تقويمالبلدان» از
شمال سيستان به نام زمين هند نام ميبرد. ابوريحان در آثارالباقيه
ثغور خراسان را به هند متصل ميداند و نيز به صراحت مينويسد:
“آفتاب در اول ادوار سندوهند در ميان دو نهايت عمارت زمين بوده
است.” (آثارالباقيه، ص.71) كه نشاندهندة يكي بودنِ سندهند و
نيمروز است. همچنين ابنحوقل در «صورهالارض» از هند به عنوان بخشي
از سيستان نام ميبرد و نيز سيستان را از شمال محدود به هند
ميداند.
از آنجا كه در
آثار ايراني آمده است كه «زرتشت» در رصدخانه نيمروز حلول خورشيد به
برج بره (حمل) را رصد كرد و تقويم باستاني را اصلاح و بنياد
گاهشماري جديدي را پي افكند (که گاهشماری هجری خورشیدی فعلی با
تغییر مبدأ سالشماری ادامه آن است)، اين گمان نيز وجود دارد كه
رصدخانه نيمروز همان رصدخانه زرتشت بوده باشد.
ميدانيم كه در
بارة دانش ستارهشناسيِ زرتشت، نه تنها منابع ايراني، بلكه در متون
و مآخذ يوناني نيز بدان تصريح شده است و حتي كتابهاي نجومي منسوب
به زرتشت به زبان يوناني به دست آمده است. به گزارش منابع يوناني
تعداد زيادي از كتابهاي زرتشت و ديگر كتب علميِ ايراني در سال 488
ميلادي سوزانده شده و نابود ميگردد (کرلو آلفونسو نلينو، تاریخ
نجوم اسلامی، ترجمه استاد احمد آرام، ص 236).
نكته جالب توجه
ديگر اين است كه در نزدیکی رصدخانه نيمروز محوطهای وجود دارد كه
مردم محلی از ديرباز از آن به نام «قبر زرتشت» نام ميبرند.
به نگر این
نگارنده و به دلايل زير بناي دهانه غلامان يك رصدخانه خورشيدي يا
تقويم آفتابي براي سنجش گردش خورشيد و به تبع آن نگهداشتن حساب سال
و سالشماري و استخراج تقويم و تشخيص روزهاي اول هر ماه خورشيدي و
انقلابهاي تابستاني و زمستاني و اعتدالهاي بهاري و پاييزي بوده
است. البته این کاربری منافاتی با کاربریهای احتمالی دیگر ندارد:
1. هر يك از
ضلعهاي رصدخانه نيمروز با چهار جهت اصلي 32 درجه شرقي انحراف دارد
كه اگر 2 درجه ميل مغناطيسي منطقه را از آن كم كنيم، انحراف آن به
30 درجه ميرسد. اگر اين بنا با زاويهاي غير از اين ساخته ميشد،
هيچيك از ویژگیهای رصدی آن انجامپذیر نميبود.
2. تغييرات
زاويه بين نقاط مشخص شده در آفتابسنجها با تغييرات زاويه طلوع
خورشيد و همچنين ارتفاع خورشيد در هنگام ظهر در ماههاي گوناگون
سال برابر است.
3. در
آفتابسنجهاي ايوان غربي سازوكاري انديشيده شده است كه به موجب آن
ميتوان نزديك شدن آغاز مهرماه (مهرگان باستاني) را هفته به هفته
تشخيص داد.
4. پلههايي كه
در دو سوي آفتابسنجهاي سهگانه مركزيِ بنا قرار دارند و نيز
همچنين سقف خرپشتهاي بين ستونهاي ايوان شرقي و شمالي، در حكم
درجههاي يك صفحه مدرج هستند و از آنجا كه وظيفه آنان محاسبه زمان
از راه تغييرات ميل خورشيد در هنگام طلوع و غروب و ظهر است، زاويه
بين آنها تا لبه شمالي ستونها دقيقاً برابر با زاويه ميل خورشيد
در ماههاي گوناگون سال است.
5. به اين خاطر
كه سايه ديوارهاي چهار سوي بنا در كار رصد مشكلي ايجاد نكند، اين
ديوارها كوتاهتر از ستونها و ديوارهاي داخلي بنا ساخته شده است.
6. بر خلاف نظر
كاوشگر ایتالیایی بنا، بخشهاي چهار گوشه ساختمان، برج ديدباني
نيستند؛ چرا كه ارتفاع آنها و نيز همچنين ارتفاع ديوارهاي بنا
بسيار كمتر از آن است كه احتياج به ديدبان داشته باشند.
7. اين بنا
عليرغم وسعت سه هزار متري خود، تنها يك درِ كوچك در ضلع جنوبي خود
دارد و اين نشان ميدهد كه كسان زيادي به درون بنا رفت و آمد
نميكردهاند. علاوه بر اين ساختمان فاقد هرگونه اتاق يا تالار يا
نشيمنگاه است. در نتيجه نميتوانسته به عنوان كاخ يا قرارگاه حاكم
يا نيايشگاه مورد بهرهبرداري قرار گيرد.
8. در افق شرقی
بنا، رشته کوهی باریک با سمتالرأس یکنواخت قرار دارد که آغاز و
پایان آن کوه، از نگاه ناظری که در محل رصدخانه ایستاده است، با
زاویه تغییرات میل خورشید در فاصله انقلاب تابستانی تا انقلاب
زمستانی برابری دارد.
نیمروز، میانگاه جهان باستان
را نیز ببنید.
برای آگاهی بیشتر و
دیدار از
عکسها و نقشهها
بنگرید به کتاب «بناهای تقویمی و نجومی ایران» از همین نگارنده.
این نوشتار، پیش از
این در صفحه دانش
روزنامه شرق
نیز منتشر شده است.