سهشنبه،
15 اسفندماه 1385
آغازهای بر دشواریهای تاریخی گاهشماری ایرانی
رضا مرادی غیاث
آبادی
در سال گذشته به ابتکار
آقای دکتر جلیل دوستخواه، گفتگوهایی میان من و آقای دکتر
محمد حیدری ملایری، اخترفیزیکدان رصدخانه پاریس، در زمینه
بنیادهای سنجشی گاهشماری ایرانی آغاز شد که از نقد ایشان
بر شیوه سنجش این نگارنده از لحظه آغاز سال ایرانی و خط
نیمروزان استانده آن، سرچشمه میگرفت. از آنجا که نامههای
ایشان به زبان انگلیسی بود و گمان میرفت که مبادا در
برگردان من کمبودهایی رخ داده باشد، هیچیک از آنها در
اینجا منتشر نشد.
نامهای که دیروز با
مهر و منش علمی از آقای دکتر حیدری ملایری رسیده، در اصل
پاسخی بر پرسش این نگارنده در باره واژه «کنونی» است که در
جمله: «چرخهی 33 سالهی کنونی، هم سادهتر است و هم
کارآمدتر» در نوشتار ایشان بکار رفته بود. از آنجا که
نامه ایشان دربردارنده اشارههایی کوتاه، اما ارزشمند و
شایسته پیگیری در زمینه کبیسهگیری تاریخی گاهشماری ایرانی
است، آنرا با سپاسی فراوان از ایشان در اینجا منتشر میکنم
تا در این فرصت نیکو، بکوشیم به یاری استاد، پاسخهایی
برای دشواریهای تاریخی گاهشماری ایرانی بیابیم. (در اینجا تنها
خطابهای مهرآمیز آغاز نامه نیامده است):
×
اخترشناسی- اخترفیزیک
دانشی است بس گسترده و گاهشماری رشتهی تخصصی من نیست. در
سالهای پیش از نوشتن مقالهی «نگاهی نو به گاهشمار ایرانی»
و بویژه پس از انتشار ترجمهی انگلیسی کتاب شادروان استاد
احمد بیرشک در آمریکا، بارها اخترشناسان اروپایی- آمریکایی
با من تماس میگرفتند و در باره چرخهی 2820 سالهی بهروز-
بیرشک، رابطهی آن با خیام، و به طور کلی در بارهی
گاهشمار ایرانی میپرسیدند.
من در بارهی گاهشماری
ایرانی آگاهیهایی کلی داشتم ولی از چرخهی نامبرده چیزی
نمیدانستم. با تکرار پرسشهای بالا، سرانجام پس از چندی
تصمیم گرفتم به پژوهش در بارهی گاهشمار ایرانی بپردازم.
این کار با بررسی دقیق کتاب استاد بیرشک آغاز شد، کتابی که
ایشان در سفر مهرماه سال 1374 خود به پاریس به من لطف کرده
بودند، با دستنوشت بزرگوارانهای در آغاز آن. این کار
ماهها وقت من و شماری از همکارانم را به خود مشغول داشت.
وارد جزئیات نتیجهها نمیشوم، زیرا شرح آنها در مقاله
آمده است.

دکتر محمد
حیدری ملایری
یک نتیجهی شگفتانگیز، که به هیچ روی
انتظار آنرا نداشتم، این بود که همهی کسانی که در بارهی
گاهشمار ایرانی نوشتهاند در مورد درازای واقعی سال ایرانی
اشتباه کردهاند: سال «هموگان (اعتدال) بهاری» را با سال
«هورگردی»
(tropical)
یکی پنداشتهاند. شگفتتر اینکه اخترشناسان پیشهکار
(professional)
و بازبردهای معتبر جهانی (رصدخانهی گرینیچ، رصدخانهی
دریایی آمریکا، و دیگرها) هم از این اشتباه برکنار
نبودهاند (برای توضیح بیشتر به مقاله رجوع کنید).
نتیجهی دیگر به چرخهی 33
ساله مربوط میشود. این چرخه جزء طبیعی هر گاهشماری است که
آغاز سالش لحظهی هموگان بهاری باشد. رعایت نکردن این چرخه
و به کار نبردن راژمان اندرهلی چهار ساله و پنج سالهی آن
از دقت گاهشمار میکاهد، و این براستی جای افسوس است.
مقالهی اصلی من به
انگلیسی بود، و در واقع به پرسشهایی پاسخ میداد که
اخترشناسان اروپایی- آمریکایی از من کرده بودند. چندی بعد
به درخواست اخترشناسان فرانسوی متن فرانسهی آنرا نوشتم، و
پس از مدتی دیسهی فارسی آن آماده شد (همچنین مجلهی
فیزیک، سال 23، شمارهی 3 و 4، پاییز و زمستان 1384).
اما پرسش شما در بارهی
واژه «کنونی». این واژه در رابطه با چرخهی 2820 ساله به
کار برده شده است. بدین معنا که با داشتن چرخهی 33 ساله، که
توسط پدران این گاهشمار (خیام، نصیرالدین توسی) پیشبینی
شده است، نیازی به چرخهی جدید 2820 ساله نیست. تکرار کرده
باشم، هنگام نوشتن «کنونی» مقایسهی این دو چرخه را در نظر
داشتهام.
و اما پرداختن به چگونگی
رعایت چرخهی 33 ساله نیازمند مقالههای جداگانه است. به
نظر من از جمله موضوعهایی که باید به بحث کشیده شوند
عبارتاند از: آیا این چرخه هرگز رعایت شده است؟ اگر نه،
این لغزش به کی برمیگردد؟ چه لغزشهای دیگری در گاهشمار
ایرانی روی دادهاند؟ ایرانیان دقیقترین گاهشمار خورشیدی
را پدید آوردهاند، ولی آیا در عمل چنانکه باید در حفظ دقت
آن کوشیدهاند؟ پاسخ به این پرسشها نیازمند کار و وقت
بسیار است که باید به روش علمی، پژوهشگرانه، و دور از جدل
به آنها پرداخت.
سخن به درازا کشید،
امیدوارم به پرسشهای شما پاسخ داده باشم.
خبری دربارهی «فرهنگ ریشهشناختی
اخترشناسی و اخترفیزیک». آمادهسازی حرف E
مرحله های پایانی خود را میگذراند، و
امید میرود بزودی در دسترس همگان نهاده شود.
با بهترین درودها، و با
آرزوی کامیابی در بررسیهایتان، بویژه در پژوهشهای باستان
اختر شناسیک.
محمد حیدری ملایری