|
گونـاگـون
|
کتیبه‌ها و متون کهن
|
باستان‌شناسی
|
جشن‌ها و آیین‌ها
|
سازه‌های خورشیدی
|
گاهشماری و تقویم
 
|
اخترباستان‌شناسی
|
 
 

یک‌‌شنبه، 6 خردادماه 1386

اعتراض‌نامه‌ای در باره آقای فریدون جنیدی

رضا مرادی غیاث آبادی

بخش یکم

نگارنده وظیفه خود می‌داند تا پاسخ‌ کسانی که نامی از آنان برده ‌شده را در همین صفحه منتشر کند.

من و همه دیگر کسانی که جناب آقای فریدون جنيدي را از نزدیک می‌شناسند، تردیدی در عشق فراوان ایشان به ایران و کوششی ده‌ها ساله برای معرفی فرهنگ ایران به همگان نداریم. همچنین می‌دانیم که روی و سرای ایشان همواره برای جستجوگران و مشتاقان فرهنگ ایران گشوده است. همگان از سخاوت و بویژه از کوتاهی‌های فراوانی که در حق ایشان شده است، آگاهند. این نکته‌ها برای من که از اردیبهشت‌ماه سال 1372 با ایشان آشنا شده و چند سالی ارتباطی نزدیک با یکدیگر داشته‌ایم، بسیار آشکارتر است.

اما از سوی دیگر، این نکته را نیز بسیاری کسان پی برده‌اند و می‌دانند که آقای جنیدی، بمانند سنت متداول و رو به گسترش میان ما ایرانیان و بسا بیشتر از دیگران، علاقه مفرطی به بدگویی و تخریب شخصیت دیگران دارند. بویژه به کسانی که کمترین انتقادی به ایشان داشته باشند و یا سخنانشان را دربست نپذیرفته باشند. اینرا همه کسانی که با ایشان آشنا می‌شوند، بزودی در می‌یابند.

یکی از آن کسانی که بیش از یازده سال است به روایت بسیاری از دوستان، همواره بهانه‌ای برای این حمله‌ها و تهمت‌ها و توهین‌ها بوده‌، خود این نگارنده است. تاکنون از بسیاری کسان شنیده‌ام که ایشان مرا به سرقت ادبی از خود، سرقت از بنیاد نیشابور، بی‌سواد بودن و بسیاری ادعاهای دیگر متهم می‌نمایند. در تمام این مدت طولانی، هیچکس شاهد کمترین پاسخ یا واکنش و یا مقابله به مثل من در باره اظهارات ایشان نبوده است. تمامی کسانی که در صدها جلسه کلاس‌های آزاد و سخنرانی‌های من حضور داشته‌اند، دیده و شنیده‌اند که در باره آقای جنیدی جز به نیکی سخن نرانده‌ام و هر کجا که لازم بوده، از دستاورد کوشش‌های ایشان یاد کرده و دفاع کرده‌‌ام.

اما آنچه باعث شد تا امروزه سکوت یازده ساله خود را بشکنم، دو عامل داشت. یکی این بود که سکوت و احترام من هرگز موجب توقف یا کندی سخنان ناشایست ایشان نشده است. بعضی کسانی که سخنان پراحساس و با شور و شیدایی و منقلب‌کننده ایشان را می‌شنوند و فاقد توان تشخیص کافی هستند و هر سخن احساسی و بدون دلیل و مدرکی را بسادگی باور می‌کنند، این بیانات را در اینجا و آنجا منتشر و بازگو می‌کنند و سکوت طولانی من به نوعی می‌تواند بر آن ادعاها صحه بگذارد. عامل دوم هم چنین بود که در روز گذشته، نوبت چنین توهین و تهمت‌هایی به آقای دکتر پرویز رجبی رسید و ایشان در گفتار «پیامی از سر بزرگواری به من» به پاسخ‌گویی تهمت سرقت واردشده به ایشان از بنیاد نیشابور و آقای جنیدی پرداختند.

بی‌گمان آقای فریدون جنیدی بهتر از هر کسی می‌دانند که سکوت طولانی من، به احترام شخصیتی که عمر خود را به راه ایران نهاده است، به احترام سن ایشان و به احترام روزهای خوبی است که با یکدیگر داشته‌ایم. این احترام به ایشان همواره در دلم پاینده می‌ماند، اما خود ایشان چاره‌ای باقی نگذاشته‌اند تا پاسخی بدهم بخاطر رفع پندارهای بسیار زشت و نادرستی که ایشان در ذهن دیگران از من و آقای دکتر رجبی و بسیاری کسان دیگر (که در بخش بعدی این گفتار به جزئیات آن خواهم پرداخت) ایجاد کرده‌اند.       

من ادعای ایشان در باره بی‌سواد بودن خود را می‌پذیرم و بارها در نوشته‌های گوناگون به این نکته اشاره کرده‌ام. بی‌گمان کسی که توان خواندن بدون غلط حتی یک صفحه از یک متن نجومی کهن را ندارد، شخصی بی‌سواد است و حتی به شاگردی هم پذیرفته نمی‌شود تا چه رسد به استادی. اما تهمت‌ سرقت را آشکارا و با دلایل کافی که در ادامه (و نیز در بخش دوم) خواهم آورد، به خود ایشان باز می‌گردانم.

بهتر است که ایشان بجای چنین سخنانی خطاب به دیگران و عیب را در دیگران جستن، خود به توضیح این پرسش‌های متداول بپردازند که چگونه است که این استاد و متخصص زبان پهلوی، تاکنون جز کتابی در آشنایی با الفبا، هیچ پژوهشی در زمینه زبان پهلوی و دستور آن انجام نداده و حتی یک متن پهلوی را ترجمه و منتشر نکرده‌اند. چگونه است که فرهنگ واژه‌های اوستایی- انگلیسی- گجراتی استاد کانگا را که آقای احسان بهرامی از انگلیسی به فارسی برگرداندند را همراه با نام خود منتشر می‌کنند در حالیکه حتی یک کتاب یا مقاله در باره اوستا یا زبان اوستایی تألیف و منتشر نکرده‌اند. چگونه است که تنها اثر یک شاهنامه‌شناس برجسته (که البته در درست‌خوانی شاهنامه مهارت فراوانی دارد)، عبارت است از داستان‌هایی آسان‌خوان از متن شاهنامه که ده‌ها نمونه ریز و درشت دیگر آن منتشر شده است و دریغ از یک نوشتار پژوهشی در باره شاهنامه یا روش تحقیق و تصحیح آن. چگونه است که کار تصحیح علمی متون کهن و از جمله شاهنامه، تنها به رونویسی ذوقی و دستکاری‌های دلخواهانه و حذف هر بیت به ظاهر ناخوشایند از روی نسخه‌های چاپی (و نه خطی) شاهنامه توسط ایشان فروکاهیده است و آنرا بهترین نسخه شاهنامه پس از فردوسی خطاب می‌کنند که سی سال زمان بر سر آن گذاشته است (این روزها باب شده است که هر پژوهش و نوشته‌ای، سی سال به طول انجامیده باشد، حتی اگر هیچ نشانی از این سابقه در هیچ کجا منتشر نشده باشد).    

جالب است برای کسی که در هر سخنش، ده‌ها بار واژه‌های آیین و مهر و پیمان و راستی و درستی و پهلوانی می‌بارد، به این راحتی و بدون آوردن هیچ دلیل و مدرکی، دیگران را با زشت‌ترین عبارت‌ها هتک حرمت کند و خود را شیفته فرهنگ ایران باستان، و شیفته پیمان‌ها و مردانگی‌ها بداند. براستی آیا کدامیک از این دو شیوه برابر با آیین و جوانمردی است: اینکه در غیاب کسی، هر سخن نادرست و توهین‌آمیز و وهم‌آلود را بدو نسبت داد، یا شیوه سکوت کسی که یازده سال تمام این سخنان را از این و آن شنیده و خود قربانی سرقت‌های ایشان است و در هیچ‌کجا سخنی بر زبان نیاورده است؟ ای‌کاش ایشان به ما بیاموزند که چنین منش ناپسندی در هتک حرمت دیگران که سخت بدان پایبندند، از کجای شاهنامه‌ای برمی‌آید که به آن هم سخت وفادارند و سجایای اخلاقی آنرا آموزش می‌دهند؟

امیدوارم که ایشان پس از یازده سال بیان خستگی‌ناپذیر چنین تهمت‌هایی، دستکم یکبار با معرفی یک نمونه، نشان دهند که این نگارنده کدامیک از نوشته‌های ایشان را و در کدام کتابش منتشر کرده ‌است؟
امیدوارم ایشان که نزدیک به سی سال از تأسیس بنیاد موسوم به نیشابور می‌گذرد، کارنامه‌ای از دستاردهای آن ارائه دهند تا همگان متوجه شوند که دستاوردهای بنیادی که اصلاً وجود خارجی ندارد، جز دفتر انتشارات بلخ و جلسه‌ها و مهمانی‌های خصوصی ایشان چیز دیگری نیست.ساختمان روانشاد کیخسرو اردشیر زارع بر خلاف خواست و آرمان او، تبدیل به خانه و قرارگاه شخصی آقای فریدون جنیدی شده و از بنیاد نیشابور و اهداف آن که محرک بذل و بخشش آقای زارع بوده است، چیزی جز یک نام خالی و دهان‌پرکن، وجود خارجی ندارد. به آگهی تأسیس بنیاد نیشابور و اهداف و برنامه‌های پرشمار و فراموش‌شده آن نگاهی بیندازیم، آیا می‌توان فقط و فقط یکی از برنامه‌ها و آرمان‌های اجرا شده آنرا نام برد؟

 

آقای جنیدی مشخص نکرده‌اند که اصولاً ایشان چه نوشته‌ای داشته‌اند که برای یک سرقت ادبی مناسب باشد؟ البته مسلم است که ایشان به عنوان یک ناشر، کتاب‌هایی ارزنده در زمینه گویش‌های محلی ایران منتشر کرده‌اند که کمتر ناشری حاضر به چنین کاری است.  اما فهرست کتاب‌های نشر بلخ و نیز وب‌سایت بنیاد نیشابور (که آنرا هم به یک سایت شخصی بدل کرده‌اند) نشان می‌دهد که سال‌ها است ایشان دست به قلمی پژوهشی نبرده‌اند. نکند که همه آثار نوشته شده ایشان در سال‌های اخیر، یکجا توسط من و امثال من ربوده و منتشر شده باشد؟ یا نکند که چنین ادعاهایی تنها برای سرپوش نهادن بر ناتوانی از نوشتن‌ باشد؟

فهرست کتاب‌های نشر بلخ نشان می‌دهد که ایشان بجز چند کتاب ارزنده برای کودکان و نوجوانان (مانند «نقش جانوران در سخن سعدی» و «داستان‌های رستم») مؤلف چهار کتاب در زمینه ایران‌شناسی به نام‌های : «زروان- سنجش زمان در ایران باستان»، «زندگی و مهاجرت نژاد آریا»، «خودآموز خط و زبان پهلوی»، و «حقوق جهان در ایران باستان» بوده‌اند.

کتاب زروان به رغم برخی آگاهی‌های ارزنده، به اندازه‌ای از مقدمات دانش گاهشماری بدور است که نویسنده آن، سال طبیعی را به دو ماه تابستان و ده ماه زمستان تفکیک می‌کند (ص 23) و بیان می‌دارد که در یک شب و در آن واحد، فقط سه صورت فلکی (البته منظورشان برج فلکی بوده است) در آسمان دیده می‌شود و تا صبح، شش صورت دیده می‌شود (ص 35) و دب اکبر را همواره در جهت شمال می‌پندارد (ص 57) و فاصله بین دو قوقولی خروس را یک ساعت تمام می‌پندارد (ص 91) و شهر تنظیم تقویم جلالی توسط گروه خیام را از روی ذوق خود و به افتخار خود، از اصفهان به نیشابور می‌برد (ص 154) و کبیسه‌های جلالی را هر چهار سال یکبار و آنهم «خودبخودی» می‌داند (ص 156).

نقدی بر بخش‌های مفید و بخش‌های گمراه‌کننده این کتاب‌ها و نیز کتاب زندگی و مهاجرت نژاد آریا، و اطلاق عبارت حیرت‌انگیز و زیاده‌خواهانه «نخستین گزارش در باره شاهنامه» بر آن، و نیز ادعای بدون دلیل احتمال نابودی سنگ‌نبشته‌های باستانی به دست داریوش هخامنشی و دیگر ادعاهای شگفت‌انگیز و خیال‌پردازانه ایشان در یکی‌دانستن سیمرغ با سفینه‌ای فضانورد و پرّ سیمرغ با فرستنده دستی (لابد چیزی شبیه موبایل یا تاکی‌واکی) در بخش بعدی این گفتار خواهد آمد.

در آغاز این اعتراض‌نامه آوردم که تهمت‌ سرقت از ایشان را آشکارا و با دلایل کافی، به خود ایشان نسبت می‌دهم. آقای فریدون جنيدي بارها و بارها از نوشته‌ها، طرح‌ها و عکس‌های این نگارنده که بطور امانت در اختیار ایشان بوده و شماری از آنها را از روی مهر بی‌دریغ برای برخی کتاب‌هایشان تهیه کرده بودم، یا بدون اجازه و یا بدون ذکر نام صاحب اثر، در کتاب «حقوق جهان در ایران باستان» و کتاب‌های دیگران منتشر کرده و از آنها استفاده غیر اخلاقی و ناجوانمردانه کرده‌اند (کوشش‌های دیگر فنی و ویراستاری را نادید می‌گیرم). از آنجا که این عمل ایشان بارها تکرار شد و جالب بود که علیرغم چنین پایمال کردن حقوق دیگران و تصرف آثار او، همو را متهم به سرقت نیز می‌کرد، به ناچار در تیرماه سال 1383 دادخواستی به شماره 1106- 15 د- 83  به مراجع قانونی سپردم. ایشان پس از فراخوانده شدن به توضیحات قانونی، در نهایت جوانمردی و آیین پهلوانی و ضمن پذیرفتن ادعای من، اظهار داشتند که این اعمال توسط آقای حسین صفری (پژوهشگر کوشای دلیجانی و بی‌خبر از ماجرا) انجام شده و خود هیچ نقشی در آن نداشته‌اند. از آنجا که می‌دانستم ادعای ایشان خلاف واقع است و لازمه پیگیری پرونده، فراخواندن دوست خوبم آقای صفری به ادای توضیحات است، از اینکار موقتاً صرفنظر کردم، در حالیکه پرونده همچنان نیمه‌تمام بحال خود رها شده تا در فرصتی مناسب پیگیری شود.

می‌پرسم که آیا ایشان مایل هستند تا محتوایات و جزئیات این پرونده بجای رسیدگی در دادگاه، بگونه‌ای مسالمت‌آمیز و مناظره‌گونه در برابر خرد جمعی دیگران در محل نشر بلخ و یا هر جای دیگری که مایل باشند، بررسی شود؟ آیا حاضرند تا هر دوی ما، اسناد سرقت ادبی از یکدیگر را در آن نشست به همگان عرضه کنیم؟ من آمادگی خود را برای شرکت در چنین نشستی، در هر زمان و مکانی اعلام می‌دارم و امیدوارم ایشان نیز که تا این اندازه ادعاهای گوناگون دارند، از انجام چنین نشستی طفره نروند و اجازه دهند لااقل تکلیف کسانی که میل دارند از واقعیت ماجرا آگاه شوند و مطیع کورکورانه ایشان نباشند، روشن شود.

همانگونه که در آغاز گفته شد، قصد بیان عمومی چنین سخنانی را نداشتم و یازده سال بسیاری حرف‌ها را در دل نهان کردم و سه سال نیز از اعلان عمومی شکایت از ایشان بخاطر نشر غیرقانونی و غیراخلاقی آثار خود، خودداری کردم و سکوت در پیش گرفتم، اما تا کجا و تا کی می‌توان سکوت کرد و نظاره‌گر تهمت‌های بی‌پایان و ساختگی ایشان بود که کارهای ناپسند خود را به من و دیگران نسبت داده‌اند و می‌دهند.

امیدوارم ایشان به مانند همان تعالیمی که از شاهنامه بیان می‌فرمایند و از پشت شمشیر کشیدن و زدن را به آیین نمی‌دانند، چنانچه میل به بازگویی دوباره بدگویی‌ها و بدآموزی‌های خود را داشتند، دستکم من و یا هر شخص دیگری که قصد هتک حرمت او را دارند را نیز خبر کنند تا شنونده آن باشیم و تنها در پس پرده به دیگران اتهام نبندند.

علاوه بر همه نکته‌های بالا، همگان می‌دانند که هر شخصی، پاره‌های مسائل شخصی، شغلی و خانوادگی دارد که جزو حریم خصوصی او محسوب می‌شود و باب نیست که برای هر کسی بازگو شود. بی‌تردید من و جناب آقای جنیدی بخاطر روابط نزدیک چند ساله با بسیاری از مسائل شخصی یکدیگر آشنا هستیم که طبق تمام اصول انسانی و اخلاقی قابل بازگویی برای همگان نیستند. همانگونه که برای مثال ایشان میل ندارند کسی از سرگذشت و روزگارشان در بیست سال پیش از سال 1358 آگاه شود، من نیز میل ندارم تا همگان از زبان ایشان با زندگی خصوصی من که بعنوان سنگ صبور برای ایشان تعریف می‌کردم، آشنا شوند. این حق بدیهی هر شخصی است. آیا ایشان این حق را تنها برای خود می‌خواهند؟ 


  شنبه، 19 خردادماه 1386

پیوستی بر اعتراض پیشین به آقای جنیدی

پس از اینکه برغم میل قلبی و به دلایلی که پیش از این گفته شد، ناچار شدم تا پس از یازده سال سکوت، به بیان نکته‌هایی در باره ادعاها و تهمت‌های بی‌اساس آقای فریدون جنیدی بپردازم، شماری از دوستان و خوانندگان با نامه یا تماس‌های تلفنی، دیدگاه‌های خود را بیان کردند که جمع‌بندی آنها را در اینجا می‌آورم:

دسته نخست (چهار نفر) کسانی هستند که متن اعتراض‌نامه را پیش از انتشار برای نظرخواهی آنان فرستاده بودم. آنان بر این اعتقاد بودند که انتشار چنین نوشته‌ای (گذشته از درستی یا نادرستی آن) می‌تواند واکنش‌ها و جنجال‌های تند و دامنه‌داری را برانگیزاند و اگر بتوانم یا نتوانم ادعاهای خود را ثابت کنم، لطمه‌ای جدی به اعتبار ایشان یا خودم وارد خواهد شد.

پاسخ من به این دوستان چنین بود که انتشار چنین نامه‌ای نمی‌تواند واکنش تندی در بر داشته باشد (به دلیلی که از بند آخر همین نوشتار دریافته می‌شود). اما از سوی دیگر، هرگز به لطمه بر اعتبار ایشان یا کسب اعتبار برای خودم نمی‌اندیشم و تنها در پی روشن شدن واقعیت‌ها هستم. چرا که دفاع از خود به هنگام یک دروغ‌پردازی گسترده و طولانی مدت، حق هر کسی است و سابقه نوشته‌هایم نشان می‌دهد که در بیان نظرهای خود صریح و بی‌پروا هستم و تن به مصلحت‌های رایج و سخنانی که برای این و آن خوشایند باشد، نمی‌دهم.

دسته دوم ( سه نفر، که بجز یکی از آنان، بقیه از نام غیر واقعی استفاده کرده و خود را در پشت نقاب پنهان کرده بودند)، کسانی هستند که از استادشان جناب آقای دکتر فریدون جنیدی، به عنوان شخصیتی عاشق ایران، استاد بزرگ تمامی زبان‌های باستانی ایران و از جمله پهلوی، اوستایی، فارسی باستان، سغدی، خوارزمی، تخاری؛ استاد تمامی زبان‌ها و گویش‌های فعلی ایران، بزرگترین استاد شاهنامه‌شناسی که براستی نماینده فردوسی بوده و ویرایش‌هایش بر شاهنامه برابر با خواست فردوسی است، نویسنده ده‌ها کتاب و صدها مقاله، استاد دانشگاه‌ تهران، استاد دانشگاه کرمان، استاد دانشگاه صنعتی شریف و چند دانشگاه دیگر، بنیان‌گذار دانشگاه بنیاد نیشابور همراه با آموزش و پژوهش در تمامی دانش‌های تاریخ، موسیقی، رشته‌های گوناگون مهندسی، زبان شناسی، جامعه شناسی، دین شناسی، اسطوره شناسی، شاهنامه شناسی، زمین شناسی، کیهان شناسی و تعدادی شناسی دیگر (همه اینها تنها با یک استاد)، یاد کرده‌اند و افزوده‌اند که اگر ایشان با چنین سابقه‌ای، ادعایی کرده‌اند، حتماً درست گفته‌اند و ما بدون هیچ تردید و بدون نیاز به هیچ مدرکی، سخن ایشان را می‌پذیریم و در ادامه، برخی از آنان به بیان مقداری دشنام آب کشیده و نکشیده و تهمت تازه به من پرداخته‌اند.

حتی یکی از اینان به نام آقای دکتر شاهین سپنتا (دامپزشکی در اصفهان که به مانند استادش، تاب نقد من بر نوشته‌های نادرست تقویمی خود را نیاورده و بجای پاسخی منطقی، چوب توهین و فحاشی را بدست گرفته) در نامه‌ای که برای بسیاری کسان فرستاده، به گونهٔ کودکانه‌ای مرا تهدید به افشای مسائل شخصی زناشویی و خانوادگی‌ام کرده است. اما گویا ایشان در زمان پراکندن آن نامه، خبر از بند آخر این نوشتار و دیدگاه تازه استادش نداشته است. اما در هر حال او را در مواقع معدودی که از نام واقعی استفاده می‌کند، شریف‌تر از کسانی می‌دانم که از پشت نقاب و با نام مخفی و غیر واقعی به دیگران توهین و هتاکی می‌کنند.

برای این دسته (که هیچکدام آنان به اصل موضوع اعتراض من نپرداخته بودند)، آرزوی موفقیت در تحصیل و پژوهش در دانشگاه بنیاد نیشابور کردم. با توجه به شناختی که از این قبیل اشخاص دارم، اعتراف می‌کنم که بیشتر آنان جوانانی هستند که براستی به میهن خود و سرافرازی آن عشق می‌ورزند و آنچنان پاک و بی‌آلایش هستند که سخنان احساساتی و پرشور استاد پرجذبه‌اشان بر دلشان می‌نشیند و دوست ندارند تا کمترین تردیدی به روحیه مطلق‌گرای خود بدهند. خودم نیز زمانی در زمره همین گروه بوده‌ام و حالشان را بخوبی درک می‌کنم.

دسته سوم (سه نفر) کسانی هستند که ضمن پشتیبانی از نوشته من و اینکه بسیار دیر آغاز به اینکار کردم، گفتند که هر چند این یک مسئله خصوصی است که تنها می‌باید کسانی در باره آن اظهارنظر کنند که از جزئیات قضیه آگاهی دارند و اظهارنظر ناآگاهان در هر صورت گمراه‌کننده و غرض‌ورزانه خواهد بود، اما چون چنین رفتارهایی در باره بسیاری کسان اعمال شده، لازم بود تا کسی با شیوه قاطعی این رفتار نادرست را به آگاهی همگان برساند. آنان بر این باورند که دعوت من از ایشان برای یک مناظره رو در رو و در برابر دیگران، پیشنهادی است که بی‌تردید با اتکای به اسناد کافی انجام گرفته است و خودداری آقای جنیدی از این مناظره، نشانه پوچ‌بودن و بی‌اساسی ادعاها و تهمت‌های ایشان است. البته برخی از این دسته نیز سخنان زشتی خطاب به ایشان بکار برده بودند که آنها را در شأن آقای جنیدی نمی‌دانم و آن نیز از روحیه مطلق‌گرای ما برمی‌آید که همه چیز را یا سپید و یا سیاه کامل می‌انگاریم.

دسته چهارم (یازده نفر) بر این باور بودند که می‌باید به سکوت خود ادامه می‌دادم. چرا که شنوندگان ادعای کسی که در پس پرده به دیگران تهمت می‌زند، دیر یا زود متوجه درستی یا نادرستی ماجرا می‌شوند. اینان بیتی از حافظ و یا این جمله داریوش شاه از کتیبه نقش رستم را نیز نقل کرده‌اند که: «مپندار زمزمه‌های پنهانی و در گوشی بهترین سخن است، بیشتر به آنی گوش فرا دار که بی‌پرده می‌شنوی».

اما دسته پنجم که تنها از یک نفر تشکیل شده است، بر این باور بود که ادامه این بحث و نیز انتشار بخش‌های بعدی اعتراض‌نامه‌ام (که قول آنرا داده بودم)، به صلاح نیست و آقای جنیدی هم مایل به ادامه این روند نیستند. ایشان همچنین به درست یا نادرست به نقل از آقای جنیدی آورده‌اند که او اطرافیان خود را از هرگونه پاسخ یا اظهارنظر و یا پیگیری قضیه مناظره برحذر داشته و مایل است موضوع فیصله داده شود. تصور می‌کنم که این پیشنهاد و نیز خودداری آقای جنیدی از انجام گفتگوی علنی، دلیلی کافی برای روشن‌شدن ماجرا و بی‌نیازی به ادامه بحث باشد.

 

 

 

 
Persian Studies / Reza Moradi Ghiasabadi  ::  The Studies of Persian (Iranian) Culture & Arcaeoastronomy
بازنشر هر یک از نوشتارها منحصراً در محیط وب، بصورت متن کامل و بدون تغییر، همراه با ذکر مأخذ آزاد است.
©  All Rights Reserved   همه حقوق محفوظ

click tracking