پنجشنبه،
27 مهرماه 1385
باستانشناسان دانشگاه شیکاگو در راه ایران
رضا مرادی
غیاث آبادی
پس از انتشار خبر کاوشهای آتی باستانشناسان دانشگاه
شیکاگو در تپه باستانی
ابـوفـنـدوا،
اظهارنظرهای گوناگونی در موافقت یا مخالفت با آن بیان شد و
برخی از خبرگزاریها و نشریات به فراوانی به این موضوع
پرداختند. بخش میراث فرهنگی خبرگزاری ایسنا نیز با دلسوزی
همیشگی به این مسئله پرداخت و در گزارشی با عنوان
صادر
نشدن ویزا برای حضور باستانشناسان آمریکایی در ایران
مصاحبههایی را با آقای دکتر محمد رحیم صراف، دکتر حسن
فاضلی نشلی و این نگارنده انجام داد که لازم است دیدگاه
خود را با توضیح بیشتری بیان کنم.
تپه ابوفندوا یکی از تپههای باستانی بسیار فراوان پیش از
تاریخی در خوزستان است که در حدود یک کیلومتری شمال غربی
محوطه باستانی
«هـفـتتـپـه» و
حدود ده کیلومتری جنوب شرقی شوش قرار دارد. این تپه در
سالهای 1345 به بعد توسط شادروان دکتر عزتاله نگهبان
حفاری شده و گزارش مقدماتی کاوشها در کتاب «راهنمای
کاوشهای هفتتپه» (به زبان انگلیسی) توسط ایشان منتشر شده
است:
Negahban, Ezat o.,
Guide to Haft Tepe Excavation and Muzeum, Tehran, 1977.
اکنون پس از چهل سال، باستانشناسان ایرانی قصد داشتند تا
کاوشهای تپه مهم ابوفندوا را با همکاری باستانشناسان
مؤسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو، مجدداً آغاز کنند.
سرپرستی هیئت آمریکایی به عهده باستانشناس برجسته و
ایرانی این دانشگاه یعنی آقای دکتر عباس علیزاده گذاشته
شده بود.
مؤسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو سابقه فراوانی در کاوشهای
باستانشناختی ایران و به ویژه دشت خوزستان را دارا است.
آنان از مکتبی پیروی میکردند که باستانشناسی را با
انسانشناسی فرهنگی در هم میآمیزد. دانشمندان برجسته این
مکتب عبارت بودند از شادروان خانم هلن کنتور (H.
J. Kantor)
و پیر دلوگاز
(P. Delougaz)
که سالیان متمادی در تپههای پیش از تاریخی خوزستان همچون
«چـغـامـیـش»
و «چـغـابـنـوت»
به پژوهش پرداخته و به آگاهیهای بسیاری از زندگی و نظام
اجتماعی مردمان عصرهای پس از نوسنگی دست یافتند. گزارشها
و تحقیقات این کاوشها به دفعات توسط دانشگاه شیکاگو منتشر
شده که هیچیک از آنها به فارسی ترجمه نشده است.
دیگر باستان شناس معروف این دانشگاه، اریخ اشمیت بود که
نام او با کاوشهای پردامنه و خستگیناپذیر در سراسر ایران
و از جمله در تختجمشید
پیوند خورده است.
انتشار مجموعه سه جلدی گزارش کاوشهای تختجمشید به زبان
انگلیسی، دستاورد سالیان بلند حفاریهای او در ایران است.
کتابهایی که پس از دهها سال هنوز به فارسی ترجمه
نشدهاند. یافته شدن لوحههای گلی در تختجمشید نیز دستاورد دیگری از
کاوشهای همین دانشگاه بود.
دلیل مخالفان همکاری باستانشناسان دانشگاه شیکاگو با
یاستانشناسان ایرانی و حتی ممانعت وزارت امور خارجه از
صدور روادید برای آنان، مقابله با مسئله بازگردانده نشدن
لوحههای امانتی تختجمشید در دانشگاه شیکاگو و توقیف آنان
به حکم دادگاه فدرال ایالت ایلینوی بوده است.
به گمان این نگارنده، چنین مقابلهای به چند دلیل روش
شایسته و درستی نیست. نخست اینکه، حکم دادگاه فدرال ارتباط با دانشگاهی ندارد که همواره
به صراحت از حق مالکیت ایران دفاع کرده است.
دوم اینکه شاید دانشگاه در بازگرداندن لوحهها کوتاهی کرده
باشد و لازم است تا ترتیب بازگرداندن آنها را بدهد، اما
میدانیم که بجز چند سال اخیر، هیچگاه ایران خواستار
بازپسگیری لوحهها نشده بود و اگر آنان کوتاهی کردهاند،
ایران نیز بیشتر به این کوتاهی دامن زده و عملاّ آنرا
پیگیری نکرده است.
سوم اینکه، در تمام این مدت طولانی، لوحهها صرفاً
مهمان انبار موزه دانشگاه نبودهاند و لااقل به مدت چهل
سال، بزرگترین متخصصان زبان عیلامی در جهان یعنی جرج
کامرون و ریچارد هالوک برای آوانویسی، ترجمه و تفسیر آن
کوشیدند و آثار گرانبها و مهمی در این زمینه تألیف و منتشر
کردند. کتابها و مقالههایی که تاکنون حتی یک برگ آن به
فارسی ترجمه و منتشر نشده است. (برای آگاهی بیشتر در باره
لوحهها بنگرید به گفتار
لوحههای تختجمشید، اسناد بنیادین از نظامهای اجتماعی و
اداری در ایران هخامنشی)
چهارم اینکه، از آنجا که ما در تمام این مدت که از انتشار
متن لوحههایی میگذرد که براستی انقلابی در آگاهیهای مهم
تاریخی از عصر هخامنشی بود، هرگز برای ترجمه و انتشار
آنها در ایران اقدامی نکردیم و حتی همان سیصد لوحهای را
که از دانشگاه بازپس گرفتیم، مستیقماً به انبار معظم موزه
ایران باستان سپردیم تا به مجموعه بزرگ «فراموششدهها»
بپیوندند، به نظر میآید که ما براستی به دنبال ارزش مضمون
و محتوای لوحهها نیستیم و آنها را صرفاً به عنوان یک
«کالای مادی» مینگریم.
پنجم اینکه، مؤسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو یکی از بهترین
و مهمترین مراکز ایرانشناسی در جهان است و دستگاه
باستانشناسی عقبافتاده و ابتدایی ایران، نیاز فراوانی به
چنین همکاریهایی دارد. با چنین ممانعتها و برخوردهای
نامعقول و نادرست، تنها خود را از دانش و فنآوری جدید
محروم میسازیم.
ما میتوانیم
بازگرداندن آن تعداد از لوحهها که کار پژوهشی بر روی آنها
انجام نمیشود را پیگیری کنیم و در عینحال همکاریهای
مفید علمی را با رعایت مقررات و قراردهای سنجیده، ادامه
دهیم.