|
نبشته های کهن
|
باستان شناسی
|
جشن و آیین ها
|
گاهشماری
|
اخترباستان شناسی
 
|
روزنوشت ها
|
برگ نخست
 

Anahita

 Reza Moradi Ghiasabadi

Translator: Saam Sheikh-ol eslamy

In Iranian (Persian) believes star or as it's called today planet Anahid/ Anahita/ Nahid (Venus) is flowing water's star and so Nahid`s temples have been made near rivers and water fountains. And also there is another character which as a result waters and its fountains and aqueducts belonged to her and she was supporter of them. The reason why in Iranian traditional believes water fountains were symbols of Anahid`s place and men can not go there is based on this believe.

But one question arises here what has happened in nature that the believe of relation between water and rivers and Anahid`s star.

 

In Iranian papers near Nahid star there is another name Ardevisurah in all AbanYasht in Avesta there are adulated .it has been called Ardevisura Anahid.in writer believes this name and character before became a name and symbol for water Izad Banou (goddess) was a name for a river and a star .Aredvy or Ardevisura was name of a river and Anahid name of a star and also a river's titular. Aredvy river is Amu darya/ Jeyhun (Oxus) river which is the biggest and longest and a waterlogged river in all ancient Iran this river had 2450 km. barleycorn which had too many branches lakes and water falls Amu darya in it's  fountain Panjab from high mountains of Hokar in Badakhshan (Tajikistan Republic) were going to Farakhkart sea. Highnesses of Hokar is the high mountains of Pamir with more than ten culminations with 5000 high meters and some culminations with 7000 meters highness .and Farakhkart sea is Caspian sea. That in ancient times and before changing it's way to the Kharazm (Aral) sea lake it's water were going straight to the Caspian sea .Toady's ample of this river is almost 3 km. but it was 12 km. in ancient times.

 

Anahid as mentioned earlier name of the well known planet was Anahid/ Venus that was most beautiful and salient star in celestial as Venus's orbit is between earth and sun from a viewer on earth it's distance from sun will never be more than 47 degrees so Venus before  sunrise in east horizon or after sunset in west horizon is seen in 47 degrees and is never seen in middle of celestial .Because of this when Venus is a crepuscule star was shown with Amoudarya river that came from the high mountains of Hokar mountains and both were in the same path one in the earth and the other one on the celestial were going through Farakhkart sea and when Venus was in its acronical position with Amu darya river are going to Farakhkart sea so as a result Anahid (Venus and Amu darya both came out of high eastern mountains go through one way and will reach Caspian sea .For this reason ancient Iranian believed that same Amu darya river and Anahid /Venus star have a same spirit and called them with one name Ardevisura Anahid gave Amu darya water .This is why ancient Iranian got this believe that which still Iranians believe that water and light are from same fountain or it's called water is water is light .

 

These points are in AbanYasht which is one of the nicest parts of Avesta: “That is the fecund which is well-known all over .that is as big as all waters in the earth .That is the power that goes from Hokar Mountain to Farakhkart Sea”.

 

In oldest periods Anahid/ Venus was not only star of Amu darya but also belonged to all waters on earth and people prayed Venus for more rain that they need for cleanness and more water .The believe of this Izad Banou (goddess) power became more and more that people wanted their other things from her: “Anahid. symbol of goodness, the most powerful help me to rich happiness .To the happiness that every on that get it will get all the thing she like the things that is needed for a happy life” (Aban Yasht, part 130).

 

آذر‌ماه 1384

 آناهید

ستاره آب های روان

رضا مرادی غیاث آبادی

در باورهای ایرانی ستاره یا به تعبیر امروزی، سیاره «آناهید/ ناهید/ آناهیتا» ستاره آب‌های روان دانسته شده است و از همین رو نیایشگاه‌های ناهید نیز در كنار جویباران و چشمه‌ساران برساخته شده بوده است. همچنین برای آناهید شخصیتی مؤنث قائل بوده‌اند كه در نتیجه آب‌های چشمه‌ها و قنوات را متعلق به او و او را حامی و پشتیبان آن‌ها می‌دانستند. اینكه در اندیشه‌های كهن ایرانی، مظهر چشمه‌ها جایگاه آناهید دانسته می‌شد و مردان را اجازه نزدیك شدن بدان نبود، از همین باور سرچشمه می‌گیرد.

اما پرسش اینجاست كه چه رویدادی در طبیعت موجب پیدایش باورهای ارتباط ستاره آناهید با آب‌های روان شده است؟

از ستاره آناهید در متون مكتوب ایرانی همراه با نامی دیگر موسوم به «اَردویسور» یاد شده است و در سراسر آبان یشت اوستا كه در ستایش و گرامی‌داشت او سروده شده؛ از او با نام «اردویسور آناهید» یاد شده است. به گمان نگارنده، این نام و شخصیت منسوب به آن پیش از آنكه در دوره‌های بعدتر به ایزدبانوی بزرگ آب‌ها تبدیل شود؛ نامی برای یك رود و برای یك ستاره بوده است. «اَرِدْوی» یا «اردویسور» نام یك رود، و «آناهید» نام یك ستاره و نیز لقب آن رود بوده‌اند.

رود «اردوی»، همان رود آمودریا (جیحون) بوده است كه بزرگترین، پرآب‌ترین، طولانی‌ترین و پهن‌ترین رود همه سرزمین‌های ایرانی در دوران باستان بشمار می‌آمد. این رود در مسیر 2540 كیلومتری خود از شعبه‌ها و دریاچه‌ها و بركه‌ها و آبشارهای زیادی برخوردار می‌شود. آمودریا در سرچشمه خود با نام «پنج‌آب» از بلندی‌های كوهستان «هكر» در بدخشان (امروزه در جمهوری تاجیكستان) به دریای فراخكرت روان می‌شود. بلندی‌های هكر همان كوه‌های سر به آسمان كشیده «پامیر» (بام ایران) است با ده‌ها قله بالای 5000 متر و چندین قله بالای 7000 متر؛ و دریای فراخكرت همان دریای كاسپی/ كاسپین/ مازندران است كه در دوران باستان و پیش از تغییر مسیر رود آمودریا بسوی دریاچه خوارزم (آرال) آب آن مستقیماً به این دریا می‌ریخته است. پهنای امروز این رود در حدود سه كیلومتر و بستر كهن آن قریب دوازده كیلومتر بوده است.

اما آناهید، همانگونه كه گفته شد، نام سیاره معروف ناهید یا زهره بوده كه زیباترین و چشمگیرترین ستاره آسمان است. از آنجا كه ناهید از سیاره‌هایی است كه مدار گردش آن در مابین زمین و خورشید قرار گرفته است؛ از دید ناظر زمینی هیچگاه بیشتر از حدود 47 درجه از خورشید دور نمی‌شود. به این ترتیب، ناهید یا پیش از طلوع خورشید در افق شرقی و یا پس از غروب خورشید در افق غربی و حداكثر با ارتفاعی در حدود 47 درجه دیده می‌شود و هیچگاه در میانه‌های آسمان به چشم نمی‌آید. به این خاطر، در هنگامی كه ناهید ستاره بامدادی است، همرا با رود آمودریا از بلندی‌های «هكر» یا «پامیر» بر‌می‌خواسته است و هر دو در یك مسیر و در یك امتداد، یكی بر روی زمین و دیگری بر روی آسمان به سوی دریای فراخكرت روان می‌شده‌اند؛ و هنگامی كه ناهید ستاره شامگاهی بوده است، همراه با رود آمودریا به دریای فراخكرت فرو می‌رفته است.

پس در واقع آناهید و آمودریا هر دو از فراز كوه‌های شرق ایران برخاسته، در یك امتداد روان شده و هر دو در دریای كاسپی یا مازندران فرو می‌رفته‌اند. این پدیده موجب شده است كه ایرانیان باستان نیروی مینوی حاكم بر رود آمودریا و ستاره آناهید را یكی بدانند و از آن با نام «اردویسور آناهید» نام ببرند و حتی ناهید را «آورنده» آب‌های آمودریا بدانند. و نیز از همین جاست كه اعتقادی كهن شكل گرفت كه هنوز هم ایرانیان باور بدارند كه «آب و روشنایی از یك سرچشمه‌اند» و یا «آب، روشنایی است.

به این نكته‌ها در آبان یشت، كه یكی از دلكش‌ترین بخش‌های اوستا است نیز اشاره شده است: «اوست آن برومندی كه در همه جا نام‌آور است. اوست كه در بزرگی به اندازه همه آب‌هایی است كه بر روی این زمین روانند. اوست نیرومندی كه از كوه هكر به دریای فراخكرت فرو می‌ریزد.

در دوران‌های پسین‌تر، آناهید نه تنها ستاره آمودریا، بلكه عموماً ستاره همه آب‌های روی زمین دانسته شد و مردمان برای افزایش آب‌ها و پاكیزگی چشمه‌ها از او تقاضای یاری می‌كرده‌اند. باور به توانایی‌های این ایزدبانوی ایرانی (كه در اوستا به صراحت آفریده خدای بزرگ دانسته شده است) تا آنجا پیش رفت كه برآورده كننده خواسته‌های دیگر مردمان نیز دانسته می‌شد: «ای آناهید، ای نیك، ای تواناترین، اینك مرا این كامیابی فراز ده كه به ارجمندی به یك خوشبختی بزرگ دست یابم. آن خوشبختی‌ای كه هر كس دست یابد به هر آنچه دوست می‌دارد و هر آنچه زندگی خوش و خرم را بكار می‌آید» (آبان یشت، بند 130).

در باره مطالب بالا ذكر چند نكته لازم است. نخست اینكه همانگونه كه دیده شد، ایرانیان در آرزوهای خود، خوشبختی را نه تنها برای خود، بلكه برای همه مردمان گیتی آرزو می‌كرده‌اند. دوم اینكه نام رود «پنج‌آب» در كتاب‌هایی كه از زبان‌های دیگر و به ویژه از زبان روسی به فارسی ترجمه می‌شود بگونه تلفظ روسی آن «پیانژ» نوشته می‌شود كه درست نیست. سوم اینكه دریای مازندران در ایران باستان با نام «كاسپی/ كاسپین» شناخته می‌شده است و همین نام ایرانی اكنون نام بین‌المللی و رایج این دریاچه در سراسر دنیاست. برای نگارنده دانسته نیست كه ایرانیانی كه اینچنین در برابر نام خلیج فارس پایداری و جدیت نشان می‌دهند، از چه رو نسبت به نام كهن و ایرانی دریای كاسپین بی‌توجهی نشان می‌دهند؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
Persian Studies / Reza Moradi Ghiasabadi  ::  The Studies of Persian (Iranian) Culture & Arcaeoastronomy
بازنشر هر یک از نوشتارها منحصراً در محیط وب، بصورت متن کامل و بدون تغییر، همراه با ذکر مأخذ آزاد است.
© 2006-2008, All Rights Reserved   همه حقوق محفوظ