سهشنبه،
20 شهریورماه 1386
شاخه ارغوان
ارمغان به فرزند فردوسی و شاهنامه
رضا مرادی
غیاث آبادی
چندی پیش، خانم نوشین شاهرخی خواست تا برای
جشننامه زادروز آقای دکتر جلال خالقی مطلق
مطلبی بنویسم. هر چند که سخن از استاد و کوشندهای چنین
بلند و فرازنده در حد همچو منی نیست؛ اما شاید بتوان پیلی
را که بر پایهای پرغرور و استوار شاهنامه فردوسی ایستاده
است، از دید موری هم نگریست که در میدانگه پیلان پرسه
میزند.
با اینکه شاهنامه فردوسی، علاوه بر اهمیت ادبی آن، تاریخنامه یا
سرگذشتنامهای از رویدادها، اسطورهها و باورهای دیرین ایرانیان
است و همواره از آن در پژوهشهایی با دامنههای بسیار گسترده
بهرهبرداری میشود، اما تاکنون بجز نسخه ویراسته مشهور به چاپ
مسکو که زیر نظر نوشین و برتلس فراهم آمده بود، هیچ متن علمی و
انتقادی از آن در ایران و جهان تهیه منتشر نشده بود و این برای
مردمان کشور و سخنوران زبانی که بسیار از شاهنامه یاد میکنند و
بدان میبالند، برازنده نبود.
دیگر نسخههای شناخته شده شاهنامه که گاه مانند نسخه ژول مول،
بسیار مشهور هستند؛ به دلیل نبود آگاهی از شیوه تصحیح و خودداری از
ثبت نسخهبدلها، فاقد لازمههایی هستند که بتوان آنها را به عنوان
نسخهای علمی شناخت و به بیتهای آن در روندی پژوهشی و دانشیک
استناد کرد. گذشته از این در سالیان اخیر و در میهن ما چنین شیوه
نادرستی هم باب شده است که کسانی با انتخاب و حذف دلخواهانه و ذوقی
بیتهایی از شاهنامه و حتی تغییر و تصرف در واژگان آن و بدون ثبت
نسخه بدلها، به ادعای خود بهترین نسخه شاهنامه را فراهم
آوردهاند. برخی از این گروه حتی مبنای کار خود را نه بر نسخههای
خطی، که برخلاف بنیادیترین اصول تصحیح متون کهن، بر نسخههای چاپی
فرو نهادهاند.
اکنون استاد جلال خالقی مطلق توانسته است که با کوشش و شکیبایی سی
و هفت ساله خود، کوتاهی چشمگیر همگان را، یکتنه جبران نماید. او
متن منقحی از شاهنامه فردوسی را ارمغان تمامی ایرانیان و
فارسیزبانان کرده است که علاوه بر بررسی نزدیک به پنجاه دستنویس
شاهنامه، تفاوت ضبط بیتها در پانزده دستنویس را با تمامی جزئیات
در تصحیح خود ثبت کرده و نسخهای فراهم آورده است که پژوهشگر
تیزنگر و پر وسواس را راضی و متقاعد کند. علاوه بر این، استاد
مبنای تصحیح خود را بر کهنترین نسخه شناخته شده شاهنامه، یعنی
دستنویس فلورانس بنا نهاده است که در زمان تهیه شاهنامه چاپ مسکو
بکلی ناشناخته بوده است.
در شاهنامه خالقی، متن دقیق تفاوتهای تمامی نسخههای استفادهشده،
در پانویسهای مفصل در اختیار خواننده قرار گرفته و در نتیجه برای
خواننده تعیین تکلیف نشده است. پژوهنده میتواند ضبط خالقی را
بپذیرد و یا به دید اجتهادی خود ضبط دیگری که در پانویس آمده را
ارجح بداند. در شاهنامه خالقی کمترین بیت یا کلمهای به صفت
«الحاقی بودن» (که اینروزها بسیار رواج یافته) حذف نشده است.
دوستداران و پژوهشگران شاهنامه، آقای خالقی مطلق را تنها با متن
شاهنامه او نمیشناسند. بلکه سالیان بلندی است که با مقالههای
پژوهشی ایشان در باره شاهنامه و روشهای علمی و نوین تصحیح متون
کهن آشنا هستند. این مقالهها، گفتارها و جستارهای بسیار فراوان که
در نشریههای گوناگون و نیز در کتابهای «یادداشتهای شاهنامه»،
«گلِ رنجهای کهن» و «سخنهای دیرینه» منتشر شده است، بخوبی نشانه
دقت، تسلط و روشهای تحقیقی عالمانه ایشان است. بسیارند کسانی که
ادعای تصحیح شاهنامه را دارند، اما تاکنون حتی یک کتاب یا مقاله در
باره شیوه تصحیح و روش خود ننوشتهاند.
به گمان این نگارنده، دیگر ویژگیهای مهم آقای دکتر خالقی مطلق
عبارت است از اتکای فراوان بر اسناد و شواهد، دوری از استنباطهای
شخصیِ بدون منبع معتبر، و همچنین فروتنی و تواضع علمی. در چند
نشستی که افتخار دیدار با استاد را داشتهام، بارها از چنین منش
علمی ایشان به وجد آمدم. برای نمونه ایشان بر این باور بودند که در
زمان فردوسی نام «طهمورت» به گونه «تهمورت» نوشته میشده و صورت
درست واژه، شکل دوم است. اما به دلیل اینکه حتی در یک دستنویس به
این ضبط برخورد نکرده، آنرا ترجیح نداده و همان صورت نخستین را
آورده است. اصرار و تأکید فراوان ایشان بر بیطرفی پژوهشگر و اتکای
صرف بر اسناد و مدارک، در جامعه یکسو نگر و احساساتی ما در خور
توجه و قدردانی بسیار است.
روز نوزدهم تیرماه امسال، برای همه ایرانیان و فارسیزبانان، روزی
فرخنده و بیاد ماندی بود. سرانجام، کوششهای سالیان استاد دکتر
جلال خالقی مطلق پس از 37 سال به بار نشست و برای نخستین بار، متن
کامل هشت جلدی شاهنامه فردوسی به تصحیح انتقادی ایشان به همت
«کانون فردوسی و حماسههای ایرانی» در تالار دایرهالمعارف بزرگ
اسلامی (مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی) رونمایی شد.
چه لحظه زیبا و باشکوهی بود آن هنگامی که استاد برای سخنرانی
فراخوانده شد و در کنار شاهنامهای ایستاد که عمر خود را بپایش
نهاده بود. میدانم که قلب بسیاری از باشندگان آن نشست، تندتر
میتپید و شور و هیجان خود را با کفزدنهای طولانی و پیدرپی
بروز میدادند. همه ما، سالها در انتظار چنین روز خجستهای بودیم.
در این مراسم، آقای خالقی مطلق در حالی سخنان خود را آغاز کرد که
آشکارا دانسته می شد او نیز منقلبتر از دیگران است. لابد که در
پشت چشمان اشکآلودش، یاد و خاطره روزهای سال 1349 احساس میشد.
روزهایی که در اندیشه و آرمان فراهم آوردن بهترین متن انتقادی
شاهنامه، میکروفیلمهایی از نسخههای گوناگون شاهنامه را از
کتابخانههای سراسر جهان گرد میآورد.
پیش از این به فروتنی استاد اشاره کردم. در تمام چند دیدار خود،
هرگز ندیدم و نشنیدم که ایشان از دسترنج ارزنده خود تعریف و تمجید
کند و یا خود و کار خود را بستاید. با اینکه دکتر خالقی مطلق علاوه
بر تصحیح شاهنامه، هزاران صفحه در معرفی و آشنایی با روش تحقیقی
خود و دیگر دشواریهای پژوهش در شاهنامه نگاشته و منتشر کرده است،
و نیز با اینکه همگان کار بزرگ او را میستایند و ارج مینهند، او
واقعگرایانه و فروتنانه اعلام میکند که متن تصحیح شدهاش در حد یک
نسخه متوسط سده ششم است و میتوان امید داشت تا با یاری کارشناسان
و ناقدانی که شرط تخصص و انصاف و بیطرفی را توأمان داشته باشند،
بتوان با اصلاحات بعدی، آنرا به متنی متوسط از سده پنجم که تا نود
درصد با سخن فردوسی تطبیق داشته باشد، نزدیک ساخت.
در همان سخنرانی، استاد متواضعانه بارها یادآور نام دو همکارش شد
که در تهیه دو جلد واپسین شاهنامه دست یاری به سویش گشوده بودند و
نگران اینکه مبادا در تقدیر و تشکرها، نام دکتر محمود امید سالار و
دکتر ابوالفضل خطیبی از قلم بیفتد.
برای من و همه باشندگان آن گردهمایی خاطرهانگیز، بسا جالب و
شورانگیز و عبرتآمیز بود که آقای خالقی در پایان سخنان خود، بازهم
فروتنانه بیان کرد که شاهنامه هیچ دینی به او ندارد و او مدیون
فردوسی و شاهنامه است و میبالد به اینکه نزدیک چهل سال از عمر خود
را با آنها و در کنار آنها زندگی کرده و به آرامش رسیده است.
بیستم شهریورماه، هفتادمین زادروز استاد فرخنده باد و باشد تا
تمامی ایرانیان و فارسیزبانان، به جلال خالقی مطلق ببالند و به
فرهنگ و سرزمینی که چنین فرزندی را پرورانده است.
شاخه ارغوان ارمغان او باد.