![]() |
|
![]() |
|
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
|
|
Weeks in Ancient Persia (Iran) Week and weekdays have important application in calendar systems both solar and lunar. Even though world’s different calendars vary in many calculation details and other features, the method of reckoning based on seven-day week is the same in all of them. We know that number of days in a month or in a year is different in each calendar, even in the same calendar months different number of days, and we also know that during the history there have been reforms to change this. Number of days that are added in a leap year might also vary (1 day, 1 month, etc. ). >>> Weekdays at ancient Persia (Iran) Week and seven weekdays has a lot of usage at solar calendars although different calendars have different details but in all of them week with seven days are the same we know days of month and year differs at different calendars and during history they had changed and also Leap years have more days. Another important thing about week is that they never change at any calendar in other words weekly counting is the most accurate counting system this special characteristic has very important role on synchronizing different calendars. The only difference that they have is holiday (Friday to Monday) at different religions. >>> The oldest calendar that has found in Persia (Iran) In Old Persian (Iranian) epigones there are six yearly celebrations that are called “Gâhanbâr celebrations”. Name and time of these celebrations has been recorded differently that shows their long history. These celebrations they start at summer. In order are these: “Midyu- shem” that means middle of summer. “Patyah- shahim” means end of summer. “Ayâthrema” coldness starting, middle of fall. “Mid- yârem” means middle of year, end of fall (year starts in summer). “Hamaspat- madam” that means equality between day and night or equality between coldness and warmness, end of winter, spring equinox. “Midyu- zarem” means middle of green season or . . . >>> Chartaqi of Niasar Calendric Structure of Niasar Chartaqi of Niasar located near the city of Kashan and constructed during the late Parthian or early Sassanian Dynasties′ eras. Its plan is square in shap. This Chartaqi is one of the greatest and the oldest one in Iran-proper that remained intact for over 2000 years. It is plan is like quadrangle with sides that are 11.9 m. For the construction of this monument the ancient Persian architects used residual rocks, which contain holes within, and as the result they are lightweight and resilient to weather and especially earthquake, which is why after 2000 years in this earthquake region of Iran this monument is still standing. >>>The World’s Most Unique Ancient Calendrical Structure An Iranian archaeologist has rejected the theory describing the Achaemenid era monument Zoroaster’s Kaba as an ancient government archive, saying that the monument is the world’s most unique calendrical and astronomical building. “At the end of Shahrivar (the sixth month of the Iranian calendar, August 23-September 22) we can determine exactly the day of the month by the light shed by the sun on Zoroaster’s Kaba. It has been used for daily needs, determining the time of cultivating crops, and collecting taxes,” Reza Moradi Ghiasabadi. >>>
Солнечная Обсерватория в Иране Зaниси "Aвесты” и других текстов имеют связаны с древней энохой ахеменидов, и в каждой из ныхскрыть тайны. Накше Рустам – это название местности в провинции Фарс в шести килуметрах к северу от “Тахте Джамшида”. В этом месте в сердцевине горы Севанда высечены четыре гробницы, относящиеся к царям ахеменидов. В нижней ее части имеются несколько разукрашеных камней, сохранившихся со времен сасанидов и даже со времен эламской государственности. Именно из- за наличия этих изображений даная местность называется Накше Рустам. На некотором расстоянии от горы расположено строение солнечной обсерватории Накше Рустам. Оно представляет собой иостройку, которая была воздвигнута в приод ахеменидов. >>>
|
گاهشماری و تقویم چارتاقی نویس تفرش گزارش مقدماتی در چارتاقی نویس نیز همچون دیگر چارتاقیهای منفرد ایران و از جمله چارتاقی مشهور نیاسر، ملاحظات تقویمی و تناسب با نقاط طلوع خورشید به هنگام اعتدالین و نیز انقلابهای تابستانی و زمستانی بکار بسته شده است. محور و ساختار بنا و نسبت اندازه طول پایهها به فاصله میان آنها و زاویههای منتج شده از آن با توجه به ارتفاع افق محلی به گونهای است که در هنگامهایی از سال، پرتوهای خورشید در راستاهای سنجیده شدهای از بنا میتابند و از روزنههای میان پایهها دیده میشوند. چنانکه در نقشه دیده میشود، نقطه طلوع انقلاب تابستانی در امتداد یکی از محورهای بنا است و نقاط طلوع خورشید در اعتدال بهاری و پاییزی و نیز در انقلاب زمستانی، هر یک دارای دو خطدید مستقل است که تقارن زیبایی ایجاد کردهاند. >>>
سالنمای سال 1388 ایرانی از مبدأ هجری خورشیدی و 3734 از مبدأ اندازهگیری گاهشماری ایرانی نسخههای پیدیاف سالنمای سال آینده ایرانی همراه با راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی ایران باستان منتشر شده است. در سالنمای 1388 چهار مناسبت جدید افزوده گردیده است: نخست، روز آغاز پادشاهی داراب (کورش) در چهارم بهمنماه به گزارش شاهنامه فردوسی؛ دوم، زادروز زرتشت در آخرین روز سال به گزارش متن پهلوی «گزیدههای زادسپرم»؛ سوم، جشن پرشکوه «اوشیدَر» (نجاتبخش ایرانی) در دریاچهٔ هامونِ سیستان/ زابلستان و کوه خواجه؛ و چهارم، هزارمین سالگرد پایان سرایش شاهنامه فردوسی در 25 اسفندماه سال 1388 ایرانی. >>>
چارتاقی نیاسر وضعیت طلوع و غروب خورشید در یک تقویم آفتابی باستانی در چارتاقی نیاسر، محور و ساختار بنا و نسبت اندازه طول پایهها به فاصله میان آنها و زاویههای منتج شده از آن به گونهای است که در هنگامهای گوناگونی از سال، پرتوهای خورشید به هنگام طلوع و غروب در راستاهای سنجیده شدهای از بنا میتابند. این پرتوها سایههایی را بر نقاط خاصی در درون بنا ایجاد میکند و برخی از آنها که زمانهای مهم و شاخصی را نشان میدهد، از روزنههای میان پایههای بنا دیده میشود. در زیر، گزیده نقشهها و عکسهایی از چگونگی این رویداد و توانایی چارتاقی نیاسر به عنوان نمونه ممتاز و سالمی از دیگر چارتاقیهای ایران، عرضه میگردد. >>>
چارتاقی کهک بنایی فروخفته در قلب امامزده زینب خاتون چارتاقی کهک همچون دیگر چارتاقیهای ایران، منتسب به اواخر دوره اشکانی و دارای قدمتی در حدود دو هزار سال است. کاربری تقویمی این چارتاقی با توجه به زاویههای متناسب با تغییرات میل محور خورشید که ناشی از نسبت مناسب اندازههای پایهها به فاصله میان آنها و طول هر ضلع بنا است، تأیید میشود. خط دیدهای چارتاقی کهک، نمونه جالبی و منحصربفردی را عرضه میدارد و آن اینکه در این چارتاقی برای هر یک از نقطههای اعتدالها و انقلاب تابستانی، دو خط دید مجزا و مستقل وجود دارد. همچنین جبهه اصلی و یکی از محورهای تقارن، رو به سوی طلوع خورشید در انقلاب زمستانی دارد. این ویژگیها خصوصیتی ممتاز و استثنایی به این چارتاقی بخشیده است. >>>
الگوریتم گاهشماری ایرانی برای نرمافزارهای مبدل تقویمها مناسبترین و کاراترین الگوریتم برای نظام کبیسهگیری و نیز تبدیل گاهشماری ایرانی با دقت روز ، ماه و سال، الگوریتمی است که متکی به 683 روز افزوده برای 683 سال کبیسه با قواعد خاص توزیعی خود در یک دوره 2820 ساله باشد. در این صورت، طول متوسط سال تعریفشده یا طول سال تقویمی ایرانی برابر است با 242199/365 روز یا 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه. دامنه خطای عملی در مقایسه با تعریفهای بنیادین این نظام برابر است با 00000041844/0 روز برابر با 036/0 ثانیه در سال و یا یک ثانیه در هر 28 سال و 102 ثانیه در هر دوره 2820 ساله. (این دقت در گاهشماری میلادی گریگوری 43/4 ثانیه و در گاهشماری میلادی ژولی 675 ثانیه در سال است). >>>
سالنمای سال 1387 ایرانی از مبدأ هجری خورشیدی و 3733 از مبدأ اندازهگیری گاهشماری ایرانی سالنمای سال آینده، همراه با راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی ایران باستان منتشر شده است. نسخه پیدیاف این سالنما را میتوانید با حجم 258 کیلو بایت از اینجا دریافت کنید: سالنمای سال 1387 ایرانی. >>> زمان زرتشت بر پایه گزارشهای ایرانی دامنه امکان استنباطهای دیگر از زمانهای داده شده برای زندگی زرتشت، 1+ سال و 49ــ سال است. یعنی میتوان با روشهای استنباطی دیگر (مثلاً با بکارگیری مبدأ گاهشماری سلوکی بجای سال غلبه اسکندر) در تطبیق زمانهای داده شده، حداکثر تا یک سال به همه زمانهای داده شده افزود و تا 49 سال از زمان زایش و پیامآوری و درگذشت او، و یا 19 سال از زمان دینپذیری گشتاسپ کاست. در مجموع میتوان نزدیکترین زمان حیات زرتشت را تا 535 پیش از میلاد و دورترین زمان حیات او را تا 662 پیش از میلاد به عقب برد. >>>
تاریخهای روزشمار ده رویداد از زمان کورش بزرگ امروزه از تاریخ تقویمی رویدادهای بسیاری از زمان کورش هخامنشی آگاهی در دست است؛ آگاهیهایی که حداکثر دقت آنها به یک ماه میرسد. اما اطلاع از زمان دقیق رویدادهای عصر کورش، تنها به ده واقعه محدود میشود که در آنها به ثبت سال، ماه و روز پرداخته شده است. به موجب یک سالنامه بابلی به نام «رویدادنامه نبونید- کورش» که به دست رویدادنامهنگاران بابلی نگاشته شده، از تاریخ دقیق ده رویداد مرتبط با کورش آگاهی داریم. در اینجا کوشش این نگارنده بر این است که بتواند برابری تاریخهای تقویمی ثبتشده در این سند را که بر اساس گاهشماری بابلی است، با گاهشماریهای ایرانی و میلادی بسنجد. >>> چکیدهای در باره گاهشماری جلالی به خواستاری دکتر پرویز رجبی و تقدیم به ایشان گاهشماری جلالی که به نامهای «ملکشاهی»، «سلطانی» و «محدث» نیز نامیده میشود، یک نظام گاهشماری خورشیدیِ اعتدالی است که در زمان سلطان جلالالدین ملکشاه سلجوقی (485 تا 465 هجری قمری) آغاز به تنظیم شده و نامهای گوناگون آن نیز از نام و لقبهای ملکشاه برگرفته شده است. ساختار بنیادین این گاهشماری بر مبنای سنتهای دیرین گاهشماریهای ایرانی و با تأکید خاص بر انطباق نوروز یا روز نخست سال با نقطه اعتدال بهاری بوده است. گاهشماری جلالی را میتوان نتیجه و محصول نهایی کوششهای بسیار دیرینه و پرسابقه ایرانیان برای دستیابی به تقویمی اعتدالی که حداکثر دقت و انطباق با تقویم طبیعی را داشته باشد، دانست. این گاهشماری، شکل نهایی و اصلاح شده گاهشماریهای «معتضدی»، «فارسیه»، «خراجی» و دیگر سامانههایی است که در سدههای سوم تا پنجم هجری برای تثبیت نوروز در اعتدال بهاری به کار میرفتهاند و فاقد دقت کافی، و یا بدون قابلیت محاسباتی نظری برای سالهای پیشین و پسین بودهاند. در آن زمان (یعنی در اواخر سده پنجم) تقویم یزدگردی نیز به دلیل فقدان کبیسهگیریهای یک ماه در هر صد و بیست سال، عملاً از قاعده محاسباتی خود خارج شده؛ در حالیکه در نظام اصلی خود نیز بدون دقت کافی بوده و تا یک ماه با تقویم طبیعی دچار اختلاف میشده است. گاهشماری فعلی ایران نیز ادامه همان گاهشماری جلالی است و تاکنون دقیقتر از آن در جهان به وجود نیامده است. >>>
در باره تقویم نوساخته موسوم به سالنمای دینی زرتشتیان پس از انتشار گفتار این نگارنده با عنوان «تقویم ایرانی، قربانی دستکاریهای دلخواهانه» در خبرگزاری میراث فرهنگی، برخی از خوانندگان که این موضوع برایشان تازگی داشت؛ خواستار توضیحی روشنتر و سادهتر در باره «سالنمای دینی زرتشتیان» شدند که در اینجا به بیان آن میپردازم. >>> سرزمين سيستان يا زابلستان كه خط «نيمروزان» (نصفالنهار مبدأ باستانی) نيز از آن ميگذرد، از مينويترين و ورجاوندترين جايگاهها در فرهنگ ايران دانسته میشده و با گاهشماری ایرانی پیوندی ژرف و طولانی دارد. تقويم آفتابي يا رصدخانه نيمروز كه به نام «بناي شماره 3 دهانه غلامان»(QN3) شناخته ميشود، بنايي چهارگوش است كه طول هر ضلع آن به 54 متر ميرسد. اين بنا به تمامي از خشت و گل ساخته شده است. در چهار سوي حياط مركزي، ايوانها و ستونهايي پلهمانند قرار دارد كه در رصد سايهها کاربری دارند. >>> رصد خانه مجاورزیگورات چغازنبيلزیگورات چغازنبیل در استان خوزستان و در فاصله 40 كیلومتری جنوب شرقی شوش و 20 كیلومتری هفتتپه و در نزدیكی كرانه غربی رود دز جای گرفته است. این زیگورات نیایشگاهی است كه در سال 1250 پیش از میلاد در دوره عیلامیان به فرمان پادشاه عیلامی به نام «اونتاش گال» (1265- 1245 پیش از میلاد) در میانه شهر «دور اونتاشی» ساخته شده است. >>>
شهر «مسجد سلیمان» در استان خوزستان، نام خود را از بازماندههای بنایی باستانی به همین نام گرفته است که در بلندیهای مشرف به شهر ساخته شده است و از نام اصلی آن اطلاعی در دست نیست. این محوطه باستانی که در گویش مردمان بومی به نام «صفه سرمسجد» نیز شناخته میشود، عبارت است از تختانی (صفهای) چهارگوش به درازا و پهنای تقریبی 120 در 100 متر که تقریباً تمامی بناهای روی آن از بین رفته و تنها اندکی از شالودههای آنها برجای مانده است. >>>
امروزه میتوان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره مینشستهاند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته میشده كه یكی از مهمترین آنها چهار تاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقیمانده در این زمینه در ایران است. پژوهشهای نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقیهای ایران)، نشان میدهد كه این بنا بگونهای طراحی و ساخته شده است كه میتوان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. >>>
و دیدار خورشید در چارتاقی نیاسر کاشان این هنگام برای مردمان باستان که دلبستگی فراوانی به پدیدههای کیهانی داشته و چنین پدیدههایی را در زندگی روزمره، آیینها و باورداشتهای خود دخالت میدادهاند؛ اهمیت بسیاری داشته است و آیینها و جشنهای پرشماری را در این هنگام برپا میداشتهاند. هر چند که امروزه بسیاری از این سنتهای کهن به فراموشی سپرده شده است؛ اما برخی از آنها علاوه بر ثبت در تاریخنامهها و دیگر منابع مکتوب، تا به امروز نیز در میان مردمان بازماندهاند که به برخی از آنها اشاره میشود. >>>
نظام گاهشماری در چهار تاقی بازه هور بسیار جالب، دقیق و ساده طراحی شده و میتواند نمونهای برای ساخت نمادین اینگونه تقویمهای آفتابی باشد. در این چارتاقی زاویه میان بخشهای داخلی پایههای غربی كه آفتابسنج بنا را تشكیل میدهند، با زاویه میل خورشید در آغاز هر یك از ماههای سال برابر است. >>>
قصرشیرین و خیرآباد چارتاقی قصرشیرین در مجاورت شمال شهر مرزی قصرشیرین در استان کرمانشاه و در میان محوطه و بازماندهای بناهایی باستانی که به عصر ساسانی منسوب میباشد، واقع شده است. اما چارتاقی خیرآباد در نزدیکی شهرستان بهبهان در استان خوزستان قرار دارد و برای رسیدن با این بنا میباید حدود 25 کیلومتر در راه بهبهان به دوگنبدان (گچساران) پیش رفت و آنگاه به راهی فرعی در سمت جاده پیچید که بسوی شهرستان باشت میرود. پس از پشت سر نهادن حدود 10 کیلومتر از این راه، چارتاقی در کنار چپ جاده دیده میشود و رودخانه بسیار زلال و خروشان خیرآباد به همراه بازماندههای پلی باستانی، در مجاورت آن قرار دارند. >>>
روستای کرمجگان در دامنه شمالی کوههای جنوب کهک و در منطقهای سرسبز و حاصلخیز واقع شده است. این منطقه بجز آثار و سکونتگاههای باستانی فراوان که در سراسر منطقه به دیده میآیند، از لحاظ بررسیهای زمینشناسی و بازماندهای فسیلهای چند میلیون ساله نیز غنی و ارزشمند است. این فسیلها که نگارنده به چند نمونه از آنها برخورد کرد، متعلق به انواع ماهیها، صدفها مرجانها، ستارههای دریایی و Haplothecia pengilly هستند که برخی از آنها متعلق به دوران پالئوزوئیک بوده و حدود 200 تا 600 میلیون سال دیرینگی دارند. >>>
و ویژگیهای تقویمی و گاهسنجی آن محور تختجمشید و تمامی بناهای آن در امتداد شمال غربی به جنوب شرقی واقع شدهاند؛ بطوریکه از چهار جهت اصلی به اندازه 20 درجه غربی انحراف دارد. به این ترتیب هنگامی که خورشید در هنگام انقلاب تابستانی طلوع میکند، چند درجه نسبت به محور تختجمشید انحراف شمالی دارد و کوه مشرف به تختجمشید مانع دیدار پرتوهای آن میشود. اما پس از چند دقیقه که خورشید کوه را پشت سر میگذارد و از بالای آن طلوع میکند، در امتداد محور تختجمشید واقع شده است. در واقع محور تختجمشید در راستای انقلاب تابستانی و از سوی دیگر، عمود بر آن ساخته شده است. >>>
باقیماندههای سنتهای گاهسنجی و زمانسنجی ایرانی، در برخی سرزمینهای ایرانیتبار و ایرانینشین در دوران باستان، همچنان تا حدودی برجای ماندهاند. یکی از این سرزمینها عبارت است از ناحیه «اوستیا/ اوستی» (در روسی «آستیا») و به ویژه اوستیای شمالی در قفقاز شمالی که اصلیترین نواحی آن در شمال جمهوری گرجستان و جنوب روسیه واقع است و با نام «آلبانیای قفقاز» نیز شناخته میشود. >>>
در سنت تقویمنگاری باستان که شیوهها، تعریفها و مفاهیم آن تا اندازه زیادی تاکنون زنده ماندهاند؛ طول یک سال خورشیدی با تعریفهای خاصی به اجزای کوچکتری تقسیم میشود. این تقسیمبندی بجز چند استثنا (همانند تقویم «مایا» و «آزتک» در آمریکای لاتین باستان) در میان همه مردمان جهان متداول بوده و هنوز هم هست. >>> روزهای هفته در ايران باستانكاربرد هفته و روزهای هفتگانه آن اهمیت فراوانی در نظامهای گاهشماری (خورشیدی یا مهی) دارد. با اینكه گاهشماریهای گوناگون جهان در بسیاری از جزئیات محاسباتی و دیگر ویژگیها با یكدیگر متفاوت هستند؛ اما شیوه روزشماری بر مبنای هفت روز هفته در همه آنها یكسان است. میدانیم كه شمار روزهای ماه و سال در گاهشماریهای گوناگون و حتی در هر گاهشماری خاص، با یكدیگر یكسان نیستند و گاه در طول تاریخ و برای اصلاح آن، تغییراتی در شمار آنها داده شده است. >>>
پیشینه ساعت و زمان سنجی شبانروز ماهیت "زمان" یكی بزرگترین رازها و پرسشهای مردمان باستان بوده است. پرسشی كه هنوز هم پاسخی برای آن یافت نشده است. علیرغم دستاوردهای علمی بشر در سدههای گذشته، هیچگونه پیشرفتی در زمینه درك مفهوم زمان و تعریفی از آن به دست نیامده است. در متن كهن "روایات داراب هرمزد" آمده است: "زمان را آغاز پدید نیست، پایان پدید نیست، بن پدید نیست، پهنا پدید نیست، همیشه بوده است و همیشه باشد." از سوی دیگر "استیفان هاوكینگ" یكی از بزرگترین دانشمندان كیهانشناس در دوران معاصر می گوید: "از زمان هیچ ندانستم، از كجا آمده، به كجا میرود، چه هنگام آمده و چگونه میرود." میبینید كه شباهت شگفت این دو سخن، كه یكی بازگوكننده اندیشه ایرانیان كهن و دیگری دستاورد دانش امروزی است، نشانگر پیچیدگی و نادسترس بودن درك مفهوم زمان است. >>> گاهشماری گاهنباریكهنترين نظام گاهشماری شناختهشده در ايران به گمان این نگارنده، جشنهای گاهَـنْـباری (پارههای سال/ موسمهای سالیانه)، ادامه و بازماندهای از نوعی تقویم كهن در ایرانباستان است كه طول سال خورشیدی را نه به دوازده ماه خورشیدی، بلكه به چهار فصل و چهار نیمفصل تقسیم میكردهاند و هر یك از این بازههای زمانی، نام و جشنی ویژه به همراه داشته است. سال گاهنباری از هنگام انقلاب تابستانی یا نخستین روز تابستان (بلندترین روز سال) آغاز میشده و پس از هفت پاره زمانی، یعنی سه پایان فصل و چهار میانه فصل، به آغاز سال بعدی میرسیده است. >>>
و اهمیت آن در آیینها و سالشماریهای ایرانی مردادماه، پنجمین ماه گاهشماری خورشیدی ایرانی با مبدأ اعتدال بهاری است که نام آن همراه و مترادف با نام برجی آن یعنی شیر (اسد) آمده است. از نام فارسی باستان هخامنشی این ماه اطلاعی در دست نیست اما در نسخههای عیلامی کتیبههای هخامنشی، آوای تقریبی «ثورنَـه وَخشی» بکار رفته است که البته برخی پژوهشگران آنرا «درن باجی» آوانویسی میکنند که تاکنون بطور قطعی معناگذاری نشده است. >>>
یكی از كوششهای همیشگی ایرانیان باستان، تنظیم تقویمی بوده است كه با تقویم طبیعی و دوره رویدادهای كیهانی، حداكثر انطباق را داشته باشد. این كوشش منجر به ایجاد و بهرهبرداری از تقویمها و نظامهای گاهشماری بسیار متعدد و متنوعی شده بود كه در نهایت با ایجاد و تنظیم تقویم اعتدالی «شهریاری ایرانی» به حداكثر دقت ممكن برای تطبیق تقویم قراردادی با تقویم طبیعی دست یافته شد و امروزه نیز این تقویم همچنان دقیقترین تقویم تاریخ بشر شناخته میشود. >>>
در سراسر ورارودان (ماوراءالنهر/ خراسان بزرگ) یا سرزمینهای آسیای میانه، یعنی در جمهوریهای فعلی تاجیكستان، ازبكستان، تركمنستان، قزاقستان و قرقیزستان؛ و نیز در بخشهایی از افغانستان (آریانای باستان) و در میان همه اقوام، چه تاجیك و چه ازبك یا تركمن، آیینی كهن و سنتی دیرینه وجود دارد كه با نامهای گوناگونی و از جمله با نام «پیغمبر آشی» شناخته میشود. >>>
نقدی بر مقاله دکتر شاپور شهبازی بیست و هشت اشتباه تقویمی در تعیین زادروز فردوسی مؤلف مقاله در نوشته نُه صفحهای خود كه نزدیك دو صفحه آن به موضوع روزِ زایش فردوسی اختصاص دارد، كوشیده است تا زادروز فردوسی را «بطور قاطع» در روز جمعه سوم دیماه سال 308 یزدگردی برابر با روز جمعه سوم ژانویه سال 940 میلادی تثبیت كند. از آنجا كه این مقاله با روش تحقیقی نادرست، محاسبههای اشتباه، سكوت در برابر نكتههای لازم به توضیح، و حتی با تصرف در متن شاهنامه به نگارش در آمده است؛ نقد و تحلیلی در باره آن به منظور جلوگیری از بهمریختگی بیشتر واقعیتهای شاهنامه و زندگی فردوسی، لازم به نظر میآید. >>>
|
|
|
Persian Studies / Reza Moradi
Ghiasabadi ::
The Studies of
Persian (Iranian) Culture & Arcaeoastronomy
بازنشر
هر یک از نوشتارها منحصراً در محیط وب، بصورت متن کامل و بدون تغییر، همراه
با ذکر مأخذ آزاد است.
©
All Rights
Reserved همه حقوق محفوظ
|