![]() |
|
![]() |
|
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
|
|
Books of: Contents: to Verses from the Shahnameh Calendric Structure of Niasar A New Character ofOld Persian Cuneiformdestroyed Discovery of 3000-Years old in Persian Gulf’s Kharg Island in Ancient Persia (Iran) Newly Discovered Achaemenid Inscription The Middle of Ancient World Achaemenid Empire Symbol Celestial Goddess of Ancient Persia (Iran) Discovery of the Second Persian Geometrical Inscription And its association with archeological polar star A fight between in sky In the Remembrance of Honoured Commander Ancient Calendrical Structure Persian water's star The oldest calendar that has found in Persia (Iran) In Relation to the Ancient Seas and the Weather of Persia In Zamyad yasht Français: Русский: Солнечная Обсерватория в Иране Календарь структура из Ниясар |
31 سال از آن روزی میگذرد که بزرگی میگفت تنها نشانه پیروزی اینست که صدای انقلاب را از رادیو بشنوی. و من هر از گاهی از میان خیابانهای پرالتهاب به خانه میآمدم و رادیو را میگیراندم. ادامه »
تعریف، انواع و پراکندگی
چارتاقی یا چهارطاقی بناهایی با شکل متقارن چهار وجهی و با قاعده مربع را گویند که از چهار پایه با چهار تاق تشکیل شده و گنبدی به واسطهٔ چهار فیلپوش بر روی آنها ساخته شده است. چارتاقی تعریفی اختصاصی و عمومی دارد. در تعریف اختصاصی، چارتاقیهای منفردی با عمر تقریبی دو هزار سال را گویند که در نواحی گوناگون ایران دیده میشوند و با همین نام شناخته میگردند. این چارتاقیها، بناهای بزرگ و مستقلی هستند که عناصر معماری دیگری در آنها بکار نرفته و حتی بدون دیوار محاطی و در یا پنجره هستند. علاوه بر این، نوعی دیگر از چارتاقیها وجود دارند که بخاطر شباهت فراوان با چارتاقیهای منفرد با تعریف اختصاصی، با آنها اشتباه گرفته میشوند. این بناها با اینکه در ظاهر شبیه چارتاقیها هستند اما تفاوتهای مهمی با آنها دارند. این شبهچارتاقیها، بناهایی کوچک با ساختی ساده هستند که در سدههای اخیر ساخته شدهاند. شبهچارتاقیها به منظور پوشش قبر، سایبان، خانه باغی، بقعه، و کارکردهای روزمرهٔ دیگری شبیه آن برپای شدهاند. >>>
ویرایش دوم آگاهیهای موجود در کتابهای دینکرد (به ویژه کتاب سوم)، ماتیگان هزار دادِستان، اندرزهای آذرباد مهرسپندان، ارداویرافنامه، شایستنشایست، وِدیوداد (وندیداد)، روایت امید اشهوهیشتان و بسیاری منابع دیگر، وضعیت اسفبار زن ساسانی (و عموماّ مردمان آن زمان) را به روشنی گزارش میکنند. وضعیت ناگواری که محصول حاکمیت و قدرت بلامنازع و مهار نشده موبدان دین نوساختهٔ زرتشتی بوده است که خود را نمایندگان تامالاختیار خداوند بر روی زمین میدانستند و با اتکای به همین مشروعیت و با نام دین و خدا و پیامبر، پیروان تمامی ادیان و مذاهبِ غیر زرتشتی را به نام کافر و فساد کننده بر روی زمین کشتند و نیایشگاههای آنان را به نفع آتشکدههای درباری ویران کردند و سوزاندند. ادامه »
نمونه باشکوه و ممتاز دیگری از بناهای تقویمی ایران چارتاقی بتخانه در دامنه غربی ارتفاعات موسوم به آتشکوه در جنوب روستای آتشکوه در 16 کیلومتری جنوب غرب دلیجان و 250 کیلومتری جنوب غرب تهران جای دارد. این بنا و روستا از نظر تقسیمات کشوری تابع بخش نیمور/ نیمهور از شهرستان محلات و استان مرکزی به مرکزیت شهر اراک است. اندازهگیریهای نگارنده نشان میدهد که در چارتاقی بتخانه نیز همچون دیگر چارتاقیهای منفرد ایران و از جمله چارتاقیهای نیاسر و نویس، ملاحظات تقویمی و تناسب با نقاط طلوع خورشید به هنگام اعتدالین و نیز انقلابهای تابستانی و زمستانی بکار بسته شده است. محور و ساختار بنا و نسبت اندازه طول پایهها به فاصله میان آنها و زاویههای منتج شده از آن با توجه به ارتفاع افق محلی به گونهای است که در هنگامهایی از سال، پرتوهای خورشید در راستاهای سنجیده شدهای از بنا میتابند و از روزنههای میان پایهها دیده میشوند. ادامه »
پرسمان پایانکارِ اژیدهاک/ ضحاک در باورهای ایرانی آقای دکتر جلیل دوستخواه- پژوهشگر برجسته اوستا و شاهنامه- پرسمانی بحثبرانگیز و گستردهدامنه را پیش کشیدهاند و از این نگارنده نیز خواستهاند تا نگرش خود را پیرامون آن بنویسم. اسطورهها در گذر زمان و در مواجهه با نیازهای فرهنگی و اجتماعی و باورداشتهای مردمان و جوامع گوناگون، دچار دگرگونی میشوند. تغییر ماهیت میدهند و جوامع بشری آنرا از شکل و ساختاری کهن به ماهیتی نوین در میآورند تا آنرا با نیازهای امروزین خود هماهنگ سازند. اسطورهها همچنان که نشاندهنده جهانبینی و نوع نگرش انسان به جهان و هستی است، پاسخی برای دردها و دشواریهای زندگانی او نیز به شمار میرود. بر این اساس، پرسمان پایانِ کارِ اژیدهاک و چراییِ کشتهنشدن او در باورداشتهای ایرانی را میتوان با رویکردهای گوناگونی بررسی کرد و پژوهید. رویکردهایی که میتواند دامنه وسیعی از مطالعات اسطورهشناسی، دینشناسی، جامعهشناسی و حتی روانشناسی اجتماعی را در بر بگیرد. ادامه »
روزی مناسب برای بزرگداشت هنر و هنرمندان نگارنده بر این گمان است که چنانچه قرار بر انتخاب روزی برای گرامیداشت و بزرگداشت هنر و هنرمندان، و یا برگزاری جشنوارهها و گردهماییهای هنری باشد، جشن بتیگان در پانزدهم دی ماه مناسبترین انتخاب ممکن برای این روز خواهد بود. از آنجا که در فرهنگ و باورهای ایرانی، چنین مناسبتی شناخته نشده است، به ناچار میباید یا بر اساس رویدادهای هنری معاصر چنین روزی را برگزید و یا اینکه به سراغ آیینها و باورداشتهای کهنی رفت که تا اندازهای با هنر پیوستگی داشته باشند. در حالت دوم، «جشن بتیگان/ پیکرتراشی» در نیمه دی ماه پیوندهای چشمگیری با هنر و آفرینشهای خلاقانهٔ هنری دارد. با اینکه منابع مطالعه و بررسی پیرامون این جشن بسیار محدود هستند و به مرور زمان از میان رفتهاند، اما با همان اندک منابع نیز میتوان تا اندازهای با این آیین کهنسال و فراموششده آشنا شد. ادامه »
از مبدأ هجری خورشیدی و 3735 از مبدأ اندازهگیری گاهشماری ایرانی نسخههای پیدیاف سالنمای سال آینده ایرانی همراه با راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی ایران باستان در دو گونه هفتگی و ماهانه منتشر شده است. این سالنما را میتوانید با حجم 260 کیلوبایت دریافت کنید. بارگیری نسخههای اینترنتی سالنمای سال گذشته چندین برابر شمار نسخههای چاپی آن بود. سالنمای 1388 حدود 80.000 بار از وبگاه پژوهشهای ایرانی بارگیری شد و این جدای از بارگیریهای بسیار بیشتری بوده که از طریق دهها وبگاه دیگر انجام شد. در اینجا جا دارد از توجه فراوان مخاطبان به این سالنما و نامههای مهرآمیزی که فرستادند، سپاسگزاری کنم. تکثیر این سالنما در محیط وب، بدون هیچگونه تغییر در متن آن برای همگان آزاد است. ادامه »
صفحه اصلی و راهنمای مطالب موجود در باره بناهای تقویمی ایران از سال 1372 و همزمان با آغاز پژوهشهای اخترباستانشناختی در ایران توسط این نگارنده، نزدیک به سی چارتاقی در نواحی گوناگون ایران با هدف مطالعه تناسب احتمالی با تغیرات میل خورشید و کاربری تقویمی آنها بررسی شد. در این مدت ضمن بررسی چشمانداز افق و اندازهگیریهای لازم، کوشش شد تا راستاهای شاخص چارتاقی با تغییرات سالانه میل خورشید، مقایسه شوند. لازمه این برنامه، محاسبات نظری و مطالعات میدانی و سفرهای چندگانهٔ سالانه برای مشاهده و ثبت وضعیت پرتوهای خورشید بود. برنامهای که دستیابی به نخستین نتایج قابل اتکای آن، هشت سال به درازا انجامید و هنوز نیز به پایان نرسیده است. ادامه »
دانشی نوین و میانرشتهای اخترباستانشناسی یا باستانستارهشناسی Arcaeoastronomy دانشی نوین و میانرشتهای از علوم باستانشناسی، ستارهشناسی و مردمشناسی/ فرهنگشناسی قومی Anthropology/ Ethnology است که به بررسی تأثیر و نفوذ پدیدههای کیهانی و حرکات اجرام آسمانی بر روی هنرها، آیینها، ادیان، باورداشتها و دیگر پدیدههای فرهنگی مردمان باستان میپردازد. اخترباستانشناسی، زیرشاخهها و گرایشهای گوناگونی دارد که در آن میان میتوان از اسطورهشناسی کیهانی Cosmological Mythology، اخترقومشناسی Ethnoastronomy و معماری نجومی Astronomical Architectonics نام برد. مطالعه و بررسی در نظامهای گاهشماری و زمانسنجی و ابزارهای آن در دوران باستان نیز از حوزههای پژوهشی اخترباستان شناسان بشمار میرود. ادامه »
جشنها و گردهماییهای ملی ایران راهنمای زمان برگزاری یكی از نكتههایی كه در سالهای اخیر و در بسیاری از نشستها و سخنرانیها به فراوانی پرسیده میشود، زمان درست و دقیق برگزاری جشنها، گردهماییها و آیینهای ملی ایران باستان است. پرسشهای فراوان در این باره نشاندهنده توجه مردم و به ویژه جوانان به شناخت و برگزاری آیینهای كهن، و از سوی دیگر نشاندهنده سردرگمی آنان در میان تقویمها و روایتهای تاریخی متعدد و متناقض است. به ویژه كه دیده میشود برای برگزاری جشنها و گردهماییهای ایرانی و یا گفتگو و تحلیل در باره آن، گاه از ابزار نوساختهای بنام «سالنمای دینی زرتشتیان» استفاده میشود كه در چند سال اخیر با دستکاری در گاهشماری ملی ایران تهیه شده و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست. ادامه »
و چگونگی آبوهوا و دریاهای باستانی ایران با توجه به شواهدی گوناگون، مسئله كوچ آریاییان از شمال به سوی سرزمین فعلی ایران و آسیای میانه ممكن به نظر نمیرسد. آنچه بیشتر به ذهن نزدیك میآید، اینست كه آریاییان همان مردمان بومیای هستند كه از روزگاران باستان در این سرزمینی كه از هر حیث برای زندگانی مناسب بوده است، زیستهاند و آثار تمدن آنان به فراوانی در این سرزمین دیده شده و در جای دیگری اثری از سكونت آنان به دست نیامده است. بدرستی كه تغییرات فرهنگی و تمدنی عصر آهن نتیجه منطقی تكامل عصر مفرغ است و نه تحولاتی ناشی از ورود اقوام دیگر به منطقه. این آریاییانِ ساكن بومی ایران، هنگام افزایش شدید بارندگی دست به مهاجرت به سوی زمینهای مرتفع میزدند؛ و هنگام كاهش شدید بارندگی به زمینهای پست و هموار پیشین باز میگشتند. اینان پس از توفان بزرگ دستكم دو بار از دل ایران به سوی نقاط دیگر مهاجرت كردهاند. ادامه »
و فرضیاتی پیرامون نجومشناسی بخشهای کهن اوستا در كتاب حاضر به «اوستای كهن» پرداخته شده است. اوستایی كه هر چند نگارش آن جدیدتر است، اما سرایش آن به حدود چهار تا سه هزار سال پیش باز میگردد. توجه به این متنهای كهن ما را با اندیشههای نیاكان دورهنگام خود آشنا میسازد؛ به پیروی آنان از راستی، به احترام آنان به باورها و اعتقادات دیگران، به زندگی صلحآمیز با دیگران، به آرزو و دعا برای همه مردم، به ستایش و گرامیداشت همه مظاهر طبیعت بر روی زمین و بر آسمان، به احترام فراوان برای كار و كوشش، به ارزو برای خرمی و بالندگی میهن، و بسیاری نكات جالب دیگر كه خواننده دقیق و علاقهمند به آن پِی خواهد برد و در مقالهها و گزارشهای بسیار به آنان خواهد پرداخت. یكی از ویژگیهای مهم اوستای كهن، ریشههای نجومی بسیاری از باورها و نامهای یاد شده در آن است. نگارنده كوشش كرده است تا در حد توانایی خود به این نكته مهم اما فراموش شده بپردازد و نشان دهد كه باورهای پیشینیان ما تا چه اندازه برگرفته از رویدادها و رخدادهای كیهانی بوده است. ادامه »
کتیبه صخرهای کهن و نویافته در ایران دامنه پرسشهای بیپاسخِ فراروی ما در باره این کتیبه و خط هندسی بسیار گسترده است: آیا ممکن است پس از پیدایی این نمونهها بتوان احتمال داد که با خطی فراگیر در سرزمینهای ایرانی روبرو هستیم؟ آیا با توجه به تفاوت فراوان این گونه نویسش با خط مشهور به عیلامی مقدم، و نیز با توجه به پیشنهاد دکتر مجیدزاده، میتوان این خط را نیز عیلامی مقدم نامید؟ آیا شواهدی از وجود یک خط واحد در نواحی گسترده و پهناوری از فلات ایران و در زمان نبود حکومتهای مرکزی، نشانهای از مناسبات و تفاهمهای فرهنگی و بازرگانی گسترده، قراردادهای اجتماعی پذیرفته شده، و حتی احتمال شکلگیری نظام استانده یکاها و اوزان و مقیاسها در گستره جغرافیایی وسیعی نیست؟ ما اکنون و با دستیابی به منابع بزرگی از دادههای باستانی، در آغاز مرحلهای تازه از تحلیل و درک زندگی و مناسبات انسانی در هزاره سوم پیش از میلاد هستیم. منابع و دستاوردهایی که میتواند آگاهیهای ما از سیر تکامل و رویدادهای فرهنگی جوامع انسانی را دچار تغییراتی اساسی و بنیادین کند. ادامه »
تنها متن بازمانده از گفتگوی مزدکیان با روحانیت زرتشتی در نخستین سالهای آغاز پادشاهی ساسانیان و با پشتیبانی اردشیر بابکان، دین تازهای به نام «بهديني» یا «مزديسنا» (مزداپرستي) بدست موبد کرتير به وجود آمد که پس از حدود 1700 سال و در قرن اخیر به «دين زرتشتي» تغییر نام داده و ارتباطی با شخص زرتشت ندارد. نفوذ و دخالت موبدان زرتشتی عصر ساساني در هنجارهای دینی مردمان، تحریف و تباهی فرهنگ و تاریخ ایران زمین، کشتار و نابودی پیروان ادیان دیگر و نیایشگاههای آنان (که کرتیر در کتیبه معروف خود در نقش رستم به صراحت به آن اشاره کرده است)، موجب تضعیف هویت ملی، پیشینه تاریخی و همبستگی ایرانیان میشود و آنچنان بنیادهای فرهنگی و اجتماعی ایرانیان را تباه میکند که راه را برای غلبه مهاجمان به ایران هموار میسازد. در تمام مدت سلطهگری دینی عصر ساسانی، جنبشهای گوناگونی برای رهایی جامعه ایرانی از چنگال انحصارطلبان دینی و سرکوبگران آزادیهای اجتماعی و فردی روی داد که تمامی آنها با دو ابزار پر توان و نیرومندی که همواره در ایران و جهان روایی داشته، سرکوب و نابود شدند: نخست، بهرهگیری از قدرت نظامی و زور سرنیزه؛ دوم، بهرهگیری از قدرت دینی و اتهام ارتداد و بیدینی و کفر. یکی از چنین جنبشهایی، برنامه اصلاحات اجتماعی و اقتصادی مزدک و یاران پرشمار او بود که توانست در کوتاه زمانی، منافع ملی جامعه ایرانی را از تصاحب تمامیتخواهان خارج کند؛ اما در نهایت، جنبش مردمی آنان قربانی صاحبان قدرت، ثروت و نیرنگ شد. آموزههای مزدک و مزدکیان همواره در طول تاریخ بدست صاحبان سیاسی و دینیِ قدرت و ثروت که اندیشههای آنان را مانع رفتارهای سلطهجویانه و تمامیتخواهانه و منافع شخصی خود میدانستهاند، تباه و تحریف شده است. ادامه »
. |
رضا مرادی غياث آبادی
متوسط روزانه 2500 بازدید |
|
Persian Studies / Reza Moradi
Ghiasabadi ::
The Studies of
Persian (Iranian) Culture & Arcaeoastronomy
بازنشر
هر یک از نوشتارها منحصراً در محیط وب، بصورت متن کامل و بدون تغییر، همراه
با ذکر مأخذ آزاد است.
©
All Rights
Reserved همه حقوق محفوظ
|